|
|
|
|
|
این روزها ترجمه آنلاین به یکی از علایق وبگردهای فارسی زبان تبدیل شده ولی با تمام تلاش هایی که برای فراهم سازی یک مترجم فارسی و قدرتمند آنلاین صورت گرفته هنوز شاهد چنین اتفاقی نیستیم. تحقق این امر به یقین می تواند روند تولید و محتوا را در سایت های فارسی متحول کرده و به عبارت دیگر دامنه محتویات این سایت ها را توسعه دهد. همانقدر که در اینترنت از مترجم فارسی خبری نیست ، کاربران بسیاری از زبانهای دیگر این امکان را دارند که از ترجمه آنلاین بهره بگیرند. در این یادداشت به مهمترین مترجم های آنلاین کنونی در اینترنت اشاره شده است. ● مترجم آلتا ویستا: Bable Fish.Altavista.com مترجم آلتا ویستا قدیمی ترین و معروف ترین مترجم روی وب به حساب می آید. این مترجم قادر است صفحات اینترنتی یا بخشی از یک متن اینترنتی را به چند زبان رایج ترجمه کند. موتور ترجمه Bable Fish آلتا ویستا از مترجم قدرتمند سیستران بهره می گیرد. زبان هایی که مورد پشتیبانی مترجم آلتا ویستا هستند، عبارتند از: انگلیسی، آلمانی، هلندی، فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتغالی، روسی، ژاپنی، یونانی و دو مورد از زبان های ساده شده چینی. ● مترجم گوگل: Translate. Google مترجم گوگل یکی دیگر از مترجم های معروف اینترنت است. البته این اعتبار بیشتر به ارایه آن از سوی کمپانی غول آسای گوگل باز می گردد و نمی توان آن را از نظر کارآیی با مترجم آلتا ویستا مقایسه کرد. مترجم گوگل همانند مترجم آلتا ویستا از دسته مترجم های معمولی (غیر تحصصی) به شمار می رود. این مترجم فعلاً زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی و ایتالیایی را پشتیبانی می کند و زبان های چینی، ژاپنی، کره ای و عربی نیز به صورت Beta قابل استفاده اند. گفتنی است زبان عربی که به تازگی به فهرست گوگل اضافه شده هنوز در فهرست آلتا ویستا گنجانده نشده، حال آن که مترجم سیستران از یک سال قبل مترجم عربی خود را معرفی کرده است. ● مترجم یاهو: Bable Fish. Yahoo.com سرویس ترجمه یاهو نه محبوبیت گوگل را دارد و نه مقبولیت آلتا ویستا را. به نظر می رسد هدف اصلی یاهو برای ارایه یک مترجم آنلاین، رقابت با مترجم گوگل باشد. مترجم یاهو از تکنولوژی همسان با مترجم Bable Fish آلتا ویستا بهره می برد و تنها در طراحی آن کمی اختلاف دیده می شود. با این حال یاهو با افزودن مترجم خود به نوار ابزار یاهو (yahoo Toolbar) سعی کرده تا استفاده از مترجمش را گسترش دهد. یاهو همچنین امکان اضافه کردن مترجم خود به صفحات وب را به کاربر داده است. ● مترجم ورلد لینگو: Worldlingo Translator این مترجم قادر است علاوه بر ترجمه متون و صفحات وب، ایمیل ها را ترجمه کند. همچنین قابلیت ترجمه متون تخصصی را نیز دارد. علاوه براین می توان از کاراکترها در بین متون استفاده کرد و متن ترجمه شده نهایی را در یک نسخه قابل پرینت، تحویل گرفت. مترجم ورلد لینگو این امکان را به کاربر می دهد تا فایل های متنی مثل World، Excel، PDF، HTML را آپلود کرده و متن ترجمه شده آنها را دریافت کند. ● مترجم اینتر ترن: Intertran Translator مترجم اینتر ترن بیشتر به واسطه تنوع زبان هایش مورد توجه قرار گرفته است. این مترجم علاوه به زبانهای موجود در فهرست آلتا ویستا، قادر است متونی از زبانهای نروژی، سوئدی، فنلاندی، ایسلندی، ترکی، ولزی، لاتین، اسلونیایی، صربستانی، رومانیایی، مجارستانی، لهستانی، فیلیپینی، بلغاری، برزیلی، پرتغالی، دانمارکی، کرواسی و چک را به یکدیگر ترجمه کند. این مترجم البته قابلیت ترجمه صفحات وب را ندارد. بلکه کاربر می بایست متن خود را به صورت دستی وارد کرده و ترجمه را دریافت کند. آنها که از سرویس رایگان این مترجم استفاده می کنند محدودیت کاربری دارند (چند بار در دقیقه) و در صورت استفاده به دفعات زیاد در فاصله زمانی اندک، از سیستم پیغام خطا دریافت می کنند. سرویس غیر رایگان این مترجم چنین مشکلی ندارد. ● مترجم آیم: Im Translator مترجم آیم در مقایسه با نمونه های یاد شده از زبانهای کمتری پشتیبانی می کند، ولی به دلیل داشتن یک سری ویژگیهای جانبی مورد توجه قرار گرفته است. مهمترین ویژگی این مترجم امکان برگردانی متن اصلی به صورت همزمان است که می توان به وسیله آن صحت ترجمه را بررسی و با متن اصلی مقایسه کرد.
منبع: ماهنامه نفت پارس |
||
|
+
نوشته شده در سی ام آذر 1386ساعت 16:0 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
روش اعجاب انگیز آموزش زبان انگلیسی!"واقعیت این است که روشهایی برای یادگیری بهتر وجود دارند، روانشناسان با پژوهش های چندین ساله به این واقعیت رسیده اند که چگونگی فرآیند یادگیری از خود فرآیند یادگیری مهم تر است و از این رو باید به روش آموزشی که انتخاب می کنیم توجه ویژه ای داشته باشیم." احتمالا شما هم این روزها با تبلیغات مختلفی در مجلات و اینترنت برخورد کرده اید که ادعا می کنند زبان انگلیسی را به طور معجزه آسا و در مدتی کوتاه به شما آموزش می دهند. انگلیسی در خواب، آموزش با امواج آلفا، روش X، روش MGM-PLN و دهها اسم نا آشنا و جدید دیگر. ما در مورد این شیوهها ابراز نظر نمی کنیم چون هرگز آنها را تجربه نکرده ایم اما اگر نگاهی به این نوع تبلیغات بیندازید می بینید که اساس همه آنها استفاده تبلیغاتی از تمایل افراد برای یادگیری سریع و بی دردسر زبان است. مسلما همه مشغلههای درسی و کاری زیادی دارند و یا خود را برای آزمونی آماده می کنند که وقت چندانی تا آن باقی نمانده است. در این هنگام همه می خواهند به بهترین و سریعترین روش به یادگیری زبان بپردازند، اما برخی متاسفانه به این واقعیت توجه نمی کنند که اگر این روشهای معجزه آسا واقعیت داشت، الان می بایست در بسیاری از کالجها و مدارس دنیا که هر روز به دنبال شیوههای مدرن تر هستند به طور گسترده از این روشها استفاده می شد و حال آنکه شیوههای سنتی آموزش همچنان به قوت خود باقی هستند و شما هیچ خبری از موفقیت این شیوهها در اخبار و تحقیقات پژوهشی نمی بینید. |
||
|
+
نوشته شده در سی ام آذر 1386ساعت 5:24 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
داستانهای کوتاه وقتی سکوت نشانه قدرت است: در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانند، اما در عین حال کشاورز ماهری هم بود و باغ سیب بزرگی را اداره می کرد. درآمد حاصل از این باغ صرف مخارج مدرسه و هزینه زندگی شاگردان و مردم فقیر و درمانده می شد. درختان سیب باغ شیوانا هر سال نسبت به سال قبل بارور تر و شاداب تر می شدند و مردم برای خرید سراغ او می آمدند. یک سال تعداد سیب های برداشت شده بسیار زیادتر از از قبل بود و همه شاگردان نگران خراب شدن میوههای بودند. در دهکده ای دور کاهن یک معبد بود که به دلیل محبوبیت بیش از حد شیوانا، دائم پشت سر او بد می گفت و مردم را از خرید سیب های او بر حذر می داشت. چندین بار شاگردان از شیوانا خواستند تا کاهن معبد را گوشمالی دهند و او را جلوی معبد رسوا کنند، اما شیوانا دائما" آنها را به صبر و تحمل دعوت می کرد و از شاگردان میخواست تا صبور باشند و از دشمنی کاهن به نفع خود استفاده کنند. وقتی به شیوانا گفتند که تعداد سیبهای برداشت شده امسال بیشتر از قبل است و بیم خراب شدن میوههای میرود٬ شیوانا به چند نفر از شاگردانش گفت که بخشی از سیب ها را با خود ببرند و به مردم ده به قیمت بالا بفروشند، در عین حال به شاگردان خود گفت که هر جا رسیدند درسهای رایگان شیوانا را برای مردم ده بازگو کنند و در مورد مسیر تفکر و روش معرفتی شیوانا نیز صحبت کنند. هفته بعد وقتی شاگردان برگشتند با تعجب گفتند که مردم ده نه تنها سیب های برده شده را خریدند بلکه سیب های اضافی را نیز پیش خرید کردند. یکی از شاگردان با حیرت پرسید: "اما استاد سوالی که برای ما پیش آمده این است که چرا مردم آن ده با وجود اینکه سال ها از زبان امین معبدشان بدگویی شیوانا را شنیده بودند ولی تا این حد برای خرید سیب های شیوانا سر و دست میشکستند؟" شیوانا پاسخ داد: جناب کاهن ناخواسته نام شیوانا را در اذهان مردم زنده نگه داشته بود، شما وقتی درباره مطالب معرفتی و درسهای شیوانا برای مردم ده صحبت کردید، آنها چیزی خلاف آنچه از زبان کاهن شنیده بودند را مشاهده کردند، به همین خاطر این تفاوت را به سیب ها هم عمومیت دادند و روی کیفت سیب های شما هم دقیق شدند و عالی بودن آنها را هم تشخیص دادند. ما سود امسال را مدیون بدگویی های آن کاهن بد زبان هستیم. او باعث شد مردم ده با ذوق و شوق و علاقه و کنجکاوی بیشتری به درس های معرفت روی آودند و در عین حال کاهن خود را بهتر بشناسند! پیشنهاد می کنم به او میدان دهید و بگذارید باز هم بدگویی و بد زبانی اش را بیشتر کند. به همین ترتیب همیشه می توان روی مردم این ده به عنوان خریدار های تضمینی میوه های خود حساب کنید. هر وقت فردی مقابل شما قد علم کرد و روی دشمنی با شما اصرار ورزید. اصلاً مقابلش نایستید، به او اجازه دهید تا یکطرفه در میدان دشمنی یکه تازی کند. زمان که بگذرد سکوت باعث محبوب تر شدن شما و دشمنی او باعث شکست خودش می شود. در این حالت همیشه به خود بگویید، قدرت من بیشتر است چرا که او هیچ تاثیری روی من ندارد و من هرگز به او فکر نمی کنم و بر عکس من باعث می شوم تا به طور دائم در ذهن او جولان دهم و او را وادار به واکنش نمایم، این جور مواقع سکوت نشانه قدرت است. |
||
|
+
نوشته شده در سی ام آذر 1386ساعت 0:44 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
صفت (دستور زبان) صِفَت، واژهای است که حالت و چگونگی چیزی یا واژه ای را برساند و اقسام آن از این قرار است : صفت فاعلی، صفت مفعولی، صفت تفضیلی و صفت نسبی. برای واژه صفت که عربی است برابرهای فارسی «فروزه» و «چگونواژه» پیشنهاد شده است. آن است که بر کنندهٔ کار یا دارندهٔ معنی دلالت کند و علامت آن عبارت است از : 1- " نده" که در پایان فعل امر می آید : پرسنده، خواهنده، شناسنده، بافنده 2- " ان " مثل : خواهان، پرسان، دمان، روان، دوان 3- " الف " که آن نیز در پایان فعل امر می آید، مثل : شکیبا، زیبا، خوانا، گویا، بینا، پویا 4- " ار " غالبا در آخر فعل ماضی می آید، مثل : خریدار، خواستار، برخوردار، نامردار، گرفتار 5- " گار " که بیشتر در آخر فعل امر و ماضی می آید، مثل : آموزگار، پرهیزگار، آمرزگار، آفریدگار 6- " کار " که غالبا به آخر اسم معنی ملحق میشود، مثل : ستمکار، فراموشکار 7- " گر " در آخر اسم معنی می آید، مثل : پیروزگر، دادگر، بیدادگر صفت فاعلی که به " نده " ختم شود، غالبا در عمل و صفت غیر ثابت استعمال میشود، مثل : رونده، یعنی کسی که عمل رفتن را انجام میدهد صفاتی که به " ان " ختم میشود، بیشتر معنی حال را میدهد : سوزان، نالان، روان، دوان صفاتی که به " الف " ختم میشود، حالت ثابت را می رساند، مثل : دانا لغاتی که به " گار، کار، گر " ختم میشود مبالغه را می رساند مثل : آموزگار، ستمکار، ستمگر "گار" همیشه بعد از کلماتی که از فعل مشتق میشود می آید ولی " کار " پس از اسم معنی و غیر مشتق به کار میرود . " گر " در غیر اسم معنی، شغل را می رساند، مانند : آهنگر و این جز صفات فاعلی نیست . صفت فاعلی چهار قسم دارد : 1- حالت اضافی که صفت، به مابعد ِ خود اضافه میشود : فزایندهٔ باد آوردگاه فشانندهٔ خون ز ابر سیاه 2- با تقدّم صفت و حذف کسرهٔ اضافه : جهاندار محمود ِ گیرنده شهر ز شادی به هرکس رساننده بهر 3- با تاخیر صفت بدون آن که در آن تغییری رخ دهد : منم گفت یزدان پرستنده شاه مرا ایزد پاک داد این کلاه 4- با تاخیر صفت و حذف علامت صفت " نده " مانند سرافراز، گردن فراز که سرفرازنده و گردن فرازنده بوده و این کار قیاسی است . هرگاه صفت فاعلی با مفعول یا یکی از قیود مثل : بیش، کم، بسیار، پیش، پس و نظایر آن ترکیب شود علامت صفت حذف میشود مثل : کامجوی، پیش گوی، کم گوی، بسیار دان، پیشرو، پس رو صفای که به " ان " ختم میشود، هرگاه مکرر شود، ممکن است علامت صفت را از اول حذف کنند، مثل : لرزلرزان، جنب جنبان، پرس پرسان، کش کشان صفت مفعولی بر آنچه فعل بر او واقع شده باشد، دلالت میکند، مانند : پوشیده، برده. یعنی آنچه، پوشیدن و بردن بر او واقع شده باشد و علامت آن " ه " ماقبل مفتوح است که در آخر فعل ماضی در می آید . ترکیبات صفع مفعولی از این قرار است : 1- آن که صفت را مقدم داشته، اضافه کنند، مانند : پرودهٔ نعمت، آلودهٔ منت . 2- با تقدیم صفت و حذف حرکت اضافه، مانند : آلوده نظر 3- آن که صفت را در آخر آورند و هیچ تغییری ندهند، مثل : خوا آلوده، شراب آلوده 4- مانند نوع سوم ولی با حذف علامت صفت، مثل : خاک آلود، نعمت پرورد، دستپحت 5- با تاخیر صفت و حذف " ده " از پایان آن، چنانکه به ترکیب صفت فاعلی شبیه باشد : پناه پرور، دست پرور هر گاه بخواهند صفت مفعولی را که تخفیف یافته، جمع ببندند آن را به حال اول بر می گردانند، مثلاً : دست پروردگان ولی در تخفیف صفت فاعلی برگردانیدن به حال اصلی لازم نیست، مثل : گردنکشان، سرافرازان، نامداران صفت تفضیلی، آن است که در آخر آن لفط " تر " افزوده شود و مفاد آن، ترجیح موصوف است بر شخص دیگر که در وجود صفت با او شریک و همتاست و آن تنها به آخر صفت و کلماتی که در معنی صفت باشد، پیوسته شود، مانند : گوینده تر، شتابنده تر، فزاینده تر، گریانده تر، مردتر، برتر صفت تفضیلی به یکی از سه طریق زیر استعمال میشود : 1- با " از " : خرد از مال سودمندتر است . 2- با " که" : دانش، بهتر که مال. سیرت، پسندیده تر که صورت . 3- با اضافه، چنانکه گوییم : تواناتر ِ مردم کسی است که دانایی او فزونتر باشد .
الفاضی از قبیل : مه، به، که و بیش به معنی صفت تفضیلی استعمال می شوند و در آخر آن نیز " ین " در می آورند، مانند : مهین، بهین، کهین . هر گاه " ین " در آخر صفات تفضیلی در آید، افادهٔ معنی تخصیص کند، مثل : کمترین، فاضلترین . در این حالت اگر صفت تفضیلی را اضافه کنند، ما بعد آن را جمع آورند، مثل : بزرگترین ِ مردان و فاضلترین ِ رجال امروز اوست. و بدون اضافه باید لفظ مفرد استعمال شود : تواناترین مرد، بیناترین شاگرد . صفت نسبی، آن اتست که نسبت به چیزی یا محلی را برساند و علامت های آن عبارت است از : 1- " ی " در آخر کلمه مانند : آسمانی، زیمینی، آتشی، هوایی، خاکی، پارسی، اصفهانی، نیشابوری "ی " نسبت همواره به مفرد، پیوسته میشود و کلماتی از قبیل : کاویانی، خسروانی، کیانی، پهلوانی، نادر است و بر آن قیاس نمیتوان کرد . 2- " ه" مخفی و غیر ملفوظ : دو روزه، یکشبه، یکساله، صده، دهه، هزاره و این " ه " غالبا در ترکیبات عددی استعمال میشود. و گاهی تنهایی در غیر این مورد استعمال شده است : مثل : نبرده 3- " ین " و این در آخر اسمها در می آید : سفالین، جوین، گندمین، بلورین، گلین و گاهی این ادات را با "ه " جمع میکنند و در آخر کلمه می آورند : بلورینه، زرینه، سیمینه، پشمینه 4- " گان " مانند : گروگان، پدرگان صفاتی را که از ترکیب دو اسم یا اسم و اداتی حاصل شود، مرکب یا صفت ترکیبی می گویند و اقسام آنم به شرح زیر است : 1- ترکیب تشبیهی که از به هم پیوستن مشبه به به مشبه یا مشبه به به وجه شبه حاصل شود مثل : سرو قد، مشکموی، گلرنگ، مشکبوی 2- ترکیب دو اسم بدون ادات : جفا پیشه، هنر پیشه 3- ترکیب دو اسم به اضافهٔ ادات مثل : نیزه به دست 4- ترکیب اسم با ادات که انواع بسیاری دارد : الف - ترکیب " ب " و اسم : بنام، بخرد ب- ترکیب " با " و اسم : با نام، با عقل، با غیرت ج- ترکیب " هم " با اسم که اشتراک را می رساند : همراه، همنشین د- ترکیب " نا " و "ن " با اسم : ناکام، ناچار، نامرد ه- ترکیب " بی " با اسم : بی خرد، بی شعور و- ترکیب " مند " با اسم : هنرمند، خردمند، تنومند، برومند ز - ترکیب " ور " با اسم : هنرور، دانشور، سرور، جانور، گنجور، رنجور ،مزدور ح- ترکیب اسم با " ناک" که بیشتر افاده معنی علت و آفت میباشد : نمناک، بیمناک "بی " پیوسته بر سر اسم می آید ولی " نا " هم به اسم و هم به صفت می تواند متصل شود ولی استعمال آن با صفت بیشتر است . 1- کلمهای را که دارای معنی وصفی باشد و در زبان پارسی ِ کنونی برای آن اشتقاق یا ترکیبی در تصور نباشد، صفت سماعی گویند : گران، سبک، نیک، بد، زشت، تنگ، کوتاه 2- کلماتی که بر رنگ دلالت میکنند بیشتر صفت سماعی هستند : سپید، سیاه، سرخ، زرد و گاه قیاسی : نیلی، آبی، سرمه یی 3- صفات سماعی هنگام ترکیب مقدم هستند : گرانسنگ، سبکمغز، کوتاه قد و گاه مؤخر می باشند : چشم سپید، بالابلند 1- صفت پیش از موصوف و بعد از آن نیز می آید، و هرگاه موصوف، مقدم باشد به شکل اضافه، استعمال میشود و کسرهٔ اضافه بر حرف آخر موصوف وارد میشود 2- هرگاه موصوف به " و " و یا " الف " ختم شود، در آخر آن " ی " اضافه میشود و وقتی به " ه " مخفی تمام شود، " ی " ملیِّنه اضافه میشود 3- صفت های مرکب، غالبا به واسطهٔ یکی از اجزای خود به موصوف، مرتبط می شوند و بنابراین از صفت و موصوف تشکیل می شوند 4- مطابقهٔ صفت با موصوف روا نیست و چون موصوف، جمع باشد صفت را مفرد می آورند و همین روش میان نویسنگان و شاعران معمول بوده و هم اکنون نیز متداول است و برخلاف این نیز مواردی در سخن بزرگان دیده شده که صفت را با موصوف تطبیق میدهند هرگاه موصوفی دارای چند صفت باشد آن را به یکی از سه طریق استعمال میکنند : الف - موصوف را مقدم میکنند و صفات را به همدیگر اضافه میکنند ب- آنکه صفات را به هم عطف میکنند ج- بعضی از صفات را پیش از موصوف و بعضی را پس از آن می آورند و در صورتی که در آخر موصوف " ی " وحدت نباشد، اضافه میکنند هرگاه صفت و موصوف ؛ متعدد باشد، ممکن است آن را به یکی از چند طریق استعمال کنند : الف - هر صفتی با موصوف خود ذکر شود ب- موصوف ها مقدم و صفت ها مؤخر باشند و در این صورت یا هر دو صفت به هر دو موصوف ممکن است راجع شود یا آن که هر صغنی به یکی از موصوف ها تعلق گیرد و نیز ممکن است یک صفت دارای دو موصوف باشد در موقعی که موصوف را بخواهند اضافه کنند، صفت را می آورند و پس از آن عمل اضافه را انجام میدهند و این مطرد و در نظم و نثر متداول است، ولی در بعضی مواقع اضافه را بر وصف، مقدم میکنند " ی " وحدت یا در آخر صفت در می آید چنانکه گوییم : " مرد فاضلی است. طبع لطیفی دارد " و اکنون این طریقه زبان فارسی معمول است. یا در آخر موصوف، مذکور می افتد هر گاه مقصود از صفت بیان جنس و نوع موصوف باشد، بیشتر آن را با " ی " وحدت همراه میکنند و در اول آن لفظ " ازین " می آورند هر گاه مقصود تعداد و شمردن اوصاف باشد، آن را هم عطف نمیکنند در موقع ندا و الحاق " ی " وحدت به هر یک از صغت ها، مقصود شمردن و تعداد اوصاف باشد و غالبا موصوف ذکر نمیشود . ضمیر "من" از میانهٔ ضمایر، موصوف واقع میشود در سایر ضمایر، صفت در حکم توضیح و به منزلهٔ بدل است. |
||
|
+
نوشته شده در سی ام آذر 1386ساعت 0:29 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
• مقدمه
• سطوح رشته
• درسهای رشته
• صنعت و بازار کار
مقدمه
جمله مشهوریست که میگوید هر که دو زبان را بداند در حکم دو نفر است.دانستن زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر قبل از آنکه در قالب یک رشته توضیح داده شود یک امکان فوقالعاده مناسب است برای استفاده از کتابها و مقالاتی که دوست داریم بدون هیچگونه واسطهای آنها را مطالعه کنیم، بهترین ترجمهها و ماهرترین مترجمان آنچه به ما میرسانند به اندازه اصل یک اثر نمیتواند گویا باشد به عبارتی اینجا از جاهایی نیست که کپی برابر اصل باشد. زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی و فراگیر جهان شناخته شده و به عبارتی زبان مشترک بسیاری از مراکز علمی گشته است.
زبان هر قوم و ملتی از مهمترین نمادهای هویت آن ملت است. امروزه دولتها برای حفظ زبان و حتی گسترش دامنه جغرافیایی زبان خود هزینههای فراوانی را پرداخت میکنند و فعالیتی که در استعمال یا عدم استعمال کلمات بیگانه صورت میگیرد آنقدر وسیع و گسترده است که نشان دهنده اهمیت آن است در این مورد میتوان به کتابهایی که گویشهای مختلف را بررسی کردهاند مراجعه کرد.
اما در مورد رشته زبان انگلیسی که در دانشکده زبان دانشگاهها عرضه میگردد و آنچه قابل بیان است عبارتست از اینکه تحصیل در این رشتهها قابلیتها و توانایی ما را برای دبیری زبان فراهم مینماید. تحصیلات دانشگاهی رشته زبان انگلیسی اگر همراه با تلاش و پیگیریهای مستمر دانشجو صورت پذیرد و در طول تحصیل خود همت خود را به صورت کامل بر مطالعه آثار خارجی قرار دهد امکان فعالیت در بخشهای تخصصیتر را میتواند بعهده بگیرد که در بخش بازار کار زبان خارجی به طور کامل به آن پرداختهایم.
آنچه باید بدان اهمیت بدهیم استفاده مطلوب از دروسی است که در طی تحصیل این رشته فرا گرفتهایم و استفاده به صورت درست حاصل نمیشود مگر اینکه برای انتخاب این رشته به علاقه واقعی و پشتکار خود مطمئن باشیم و نه در این رشته و هیچ رشته دیگر عنوانی ما را فریب ندهد. درس زبان فرار است و اگر از آن خوب استفاده نکنیم و برای محل کار خود تدبیری نیندیشیم دچار مشکل جدی خواهیم شد. طول دوره تحصیل رشته زبان انگلیسی 4 سال میباشد.
سطوح رشته
ردیف نام دانشگاه کاردانی کارشناسی ارشد دکترا
1 آزاد- آبادان *
2 آزاد- آباده *
3 آزاد- اسلامشهر *
4 آزاد- ایلام *
5 آزاد- تربت حیدریه *
6 آزاد- تنکابن *
7 آزاد- تهران *
8 آزاد- رشت *
9 آزاد- رودهن *
10 آزاد- شهرضا *
11 آزاد- شهریار *
12 آزاد- شیراز *
13 آزاد- قم *
14 آزاد- قوچان *
15 آزاد- گرمسار *
16 آزاد- لارستان *
17 آزاد- لاهیجان *
18 آزاد- ماکو *
19 آزاد- میبد *
20 آزاد- ورامین پیشوا *
21 آزاد- کازرون *
22 آزاد- کرج *
23 آزاد- کرمان *
24 آزاد-اراک *
25 آزاد-اردبیل *
26 آزاد-بروجرد *
27 آزاد-بوشهر *
28 آزاد-تاکستان *
29 آزاد-خوراسگان *
30 آزاد-همدان *
31 اراک *
32 ارومیه *
33 الزهرا تهران *
34 ایلام *
35 بابلسر *
36 بوشهر *
37 بیرحند *
38 تبریز *
39 تربیت معلم سبزوار *
40 تهران *
41 خرم آباد *
42 خوارزمی *
43 رازی کرمانشاه *
44 زاهدان *
45 زنجان *
46 سمنان *
47 سنندج *
48 شهیدچمران اهواز *
49 شیراز *
50 صنعتی اصفهان *
51 علامه طباطبائی *
52 قم *
53 ولیعصر رفسنجان *
54 کاشان *
55 یزد *
درسهای رشته
ردیف نام درس ردیف نام درس
1 آثار کلاسیک 2 آزمون سازی
3 آزمون سازی زبان 4 آواشناسی آموزشی
5 آواشناسی انگلیسی 6 ادبیات آمریکا
7 ادبیات اروپا 8 ادبیات قرن 18
9 اصول و روش تحقیق 1 10 اصول و روش تحقیق 2
11 اصول و روش تدریس زبانهای خارجی 12 اصول و روش تدریس مهارتها
13 اصول و روش ترجمه 14 انگلیسی با اهداف ویژه
15 بررسی آثار ترجمه شده اسلامی 1 16 بررسی اثار ترجمه شده اسلامی 2
17 بیان شفاهی داستان 1 18 بیان شفاهی داستان 2
19 پایاننامه 20 تجزیه و تحلیل کلام
21 ترجمه متون ادبی 22 ترجمه متون ادبی 1
23 ترجمه متون ساده 24 ترجمه متون ساده 1
25 ترجمه متون ساده 2 26 تکنولوژی اطلاع رسانی و آمار
27 جامعه شناسی زبان 28 خواندن متون مطبوعاتی
29 خواندن و درک مفاهیم 1 30 خواندن و درک مفاهیم 2
31 خواندن و درک مفاهیم 3 32 داستان کوتاه
33 درآمدی بر ادبیات 1 34 درآمدی به ادبیات 2
35 دستور نگارش 1 36 دستور نگارش 2
37 دوره تجدید حیات ادبی 38 رمان 1
39 رمان 2 40 روانشناسی زبان
41 روش تحقیق در مسائل آموزشی زبان 42 روش تدریس زبان انگلیسی
43 روش تدریس عملی 44 زبان دوم 1
45 زبان دوم 2 46 زبان دوم 3
47 زبان دوم 4 48 زبان دوم انگلیسی 1
49 زبانشناسی و تحلیل خطاها 50 زبانشناسی و دستور تاویلی
51 زبانشناسی کاربردی 52 سمینار ادبیات کارشناسی ارشد
53 سمینار مسائل آموزش زبان 54 سیری در تاریخ ادبیات 1
55 سیری در تاریخ ادبیات 2 56 سیری در تاریخ ادبیات 3
57 شعر انگلیسی 58 شعر معاصر
59 شعرای رمانتیک 60 شناخت ادبیاتc
61 فنون و صناعات ادبی 62 فنون یادگیری زبان
63 قصه بلند و کوتاه 64 گفت و شنود آزمایشگاه 1
65 گفت و شنود آزمایشگاه 2 66 متافیزیک و میلتون
67 متون برگزیده نثر ادبی 68 مسائل زبانشناسی
69 مقاله نویسی 70 مکالمه موضوعی
71 مکتبهای ادبی 1 72 نامهنگاری انگلیسی
73 نقد ادبی 74 نقد ادبی 1
75 نقد ادبی 2 76 نگارش پیشرفته
76 نگارش پیشرفته 77 نمایشنامه 1
78 نمایشنامه 2 79 نمایشنامه معاصر جهان
80 نمایشنامه نویسان معاصر انگلیسی 81 نمونههای شعر انگلیسی
82 نمونههای نثر ساده انگلیسی 83 کاربرد اصطلاحات و تعبیرات در ترجمه
84 کلیات زبانشناسی 1 85 کلیات زبانشناسی 2
صنعت و بازار کار
ارتباط بین دانشگاه و صنعت چند سالی است که رو به بهبود گذاشته اما این ارتباط که باید رابطهای مستقیم و کاربردی باشد و در دانشگاه دروسی تدریس شود که در جامعه مورد استفاده قرار گیرد بحث بیکاری فارغالتحصیلان و اشتغال به کار آنها عوامل بسیاری دارد در جای دیگری به آن خواهیم پرداخت.
آنچه در خصوص وضعیت شغلی رشتههای زبانهای خارجی عرضه شده قابل بیان است به این قرار است:
1- امکان دبیری این رشتهها در مراکز آموزش
2- کار مترجمی این رشتهها در صورتی که گرایش مترجمی را انتخاب کرده باشید موقعیت مناسبی را برای شما فراهم میکند.
3- وزارت امور خارجه به عنوان اصلیترین مرکز جذب دانشجویان فارغالتحصیل دانشکدههای زبان سراسر کشور محسوب میشود و تعامل بین دانشکده زبانهای خارجی با وزارت خارجه گرچه در شکل ایدهآل خود قرار ندارد ولی در آینده نه چندان دور این ارتباط به نحو مطلوبی شکل خواهد گرفت.
4- بازار کار رشتههای زبانهای خارجی ارتباط مستقیمی با جهان خارج نیز داد و این نحو ارتباط میتواند در این بخشها صورت پذیرد.
در بخش فرهنگ ارتباطات و رفت و آمدهایی که در اثر برگزاری سمینارها و جشنوارهها و نمایشگاهها و مانند آن برگزار میشود.
رونق بازار ترجمه آثار خارجی در اثر حمایتهای بخش دولتی و خصوصی میتواند اشتغال مناسبی باشد برای تحصیل کردگان این رشتهها.
در بخش صنعت: رفت و آمد در بخش صنعت و بازرگانی و بطور عموم در حوزه اقتصاد بسیار گسترده است و حضور زباندان در کارخانهها، ادارات و وزارتخانهها برای ارتباط با بخشهای خصوصی و دولتی کشورهای خارجی بخش وسیبع و مهمی است برای جذب دانشآموختگان رشتههای زبان خارجی
استفاده از اینترنت و منابع خارجی در شرکتهای خصوصی و ارتباط این شرکتها با دنیای خارج بسیار گسترده شده و دانستن زبان خارجی و تسلط بر یک زبان به نحوی که بتوان مخاطب را جذب نمود موقعیت خوبی را فراهم نموده است.
کلاسهای خصوصی برای دانشآموزانی که در این درس ضعف دارند نیز بخشی از بازار کار این رشتهها را فراهم آورده.
در پایان آنچه مهم است ذکر این نکته است که وسعت بازار کار هر یک از زبانهایی که در بخش معرفی زبانهای خارجی به آن پرداختهایم متفاوت است. مطمئناً زبان انگلیسی به جهان فراگیری آن در جهان نسبت به رشتههای دیگر زبان کارآمدتر و داشتن شغلی مناسب برای این رشته در دسترستر است.
منبع: دانشنامه رشد
|
||
|
+
نوشته شده در بیست و نهم آذر 1386ساعت 6:6 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
معناشناسی (Semantics)
آشنایی با چند اصطلاح:Synonym:دو واژه ی قاموسیِ هم معنی را مترادف می نامند. توجه کنید که هیچ دو واژه ای در زبان بطور کامل هم معنی نیستند. حتی اگر شما ”پوشیدن“ و ”تن کردن“ را مترادف بدانید نیز این دو هرگز کاملا هم معنی نیستند! آشکارترین تفاوت میان این دو آن است که پوشیدن را می توانید برای موارد رسمی نیز بکار برید، اما از ”تن کردن“ تنها برای موارد غیر رسمی می توانید استفاده کنید.نکته دیگر این است که دو واژه شاید معناهای متفاوتی داشته باشند؛ بنابراین، ممکن است تنها یک معنا از دو واژه با توجه به بافت سخن، مترادف باشند. با این وجود، شما آن دو واژه را در آن بافت، مترادف می خوانید. Antonym:دو واژه که در بافت سخن، دارای دو معنای متضاد باشند را antonym می گویند. واژه های متضاد بر دو دسته اند:Gradable Antonyms:مانند سرد و گرم. شما می توانید بگووید سردتر یا گرم تر؛ همچنین می توانید بپرسید که چه اندازه گرم یا چه اندازه سرد؟Ingradable Antonyms:مانند مرده و زنده. شما نمی توانید بگویید مرده تر! و نمی توانید بپرسید که چقدر مرده یا چقدر زنده؟!Taxonomic Sisters:برای گروهی از واژگان قاموسی بکار می رود که در یک سطح طبقه بندی قرار می گیرند. برای نمونه سگ، خوک، اسب، و... از نظر حیوان بودن، taxonomic sisters هستند. بعضی از ”خواهران رده ای“ که محدود هستند را بسته (closed) می ناند : ”روزهای هفته“. برخی دیگر مانند ”راه های خوش آمدگویی“ را باز یا نامحدود یا open می نامند.Hyponyms and Hypernyms:هایپانیم، اشاره به ارتباطِ شمولی دارد. برای نمونه، ”سرخ“ هایپانیمِ رنگ است و ”شیر“ هایپانیمِ گربه سانان است. خودِ رنگ و گربه سانان در اینجا هایپرنیم است.Meronyms:مرونیم ها مثل هایپانیم ها هستند با این تفاوت که مرونیم ها اشاره به اجزای یک چیز دارند. برای نمونه، ”بال“ جزیی از یک پرنده و ”دستگیره“ جزیی از یک در است.Homonyms:دو واژه که یک شکل و یک تلفظ دارند، اما از نظر معنایی متفاوت اند. برای نمونه در زبان انگلیسی، bank هم بمعنی بانک و هم به معنی ساحل رود بکار می رود. گرچه هر دوی این واژگان یک جور نوشته می شوند، اما از نظر معنا شناسی، این دو، واژگانی متفاوت هستند. این دو واژه را هومونیم می نامیم.Polysemy:بعضی از واژگان، تک معنایی (monosemy) هستند و برخی دیگر چندمعنایی (polysemy) اند. تشخیص تفاوت میان هومونیم ها و پالسمی ها بسیار دشوار و کارِ زبان شناسان است. برای نمونه زبان شناسان “table” به معنی ”لوح“ و “table” به معنی ”جدول“ را در زیر یک سرواژه قرار داده و آنرا پالسمی (و نه هومونیم) می دانند.Homograph:دو واژه که به یک صورت نوشته می شوند، اما از نظر تلفظ و معنا متفاوت هستند. برای نمونه شکل های اسمی و فعلیِ واژه project هومونیم نیستند، بلکه homograph اند.Homophones:واژه های متفاوت با تلفظ یکسان را هوموفون می نامند. برای نمونه: ”hair“ و ”hare“.Denotation and Connotation:معنای صریح و آشکار یک واژه که معمولا در واژه نامه ها به آن اشاره می شود را denotative meaning می نامند. معنای ضمنی یک واژه را connotative meaning می نامند. برای نمونه هنگامیکه کسی به شما می گوید : ”زهرا برای من مادری کرده است“، معنای صریح واژه ”مادری“ در اینجا اینگونه است که زهرا مخاطب شما را بزرگ کرده و پرورش داده است، اما معنای ضمنی آن این است که زهرا در حق مخاطب شما مهر و محبت فراوان روا داشته است.Componential Analysis:یکی از روش های نشان دادن معنی واژگان قاموسی، آوردن اجزای معنایی آنها (meaning components) است. به بررسی اجزای مرد، زن، دختر، و پسر توجه کنید::مرد : + انسان، - مونث، + بزرگسال :زن : + انسان، + مونث، + بزرگسال :دختر: + انسان، + مونث، - بزرگسال :پسر: + انسان، - مونث، - بزرگسال این روش، نسبت به شیوه ی آوردن مرجع (reference) برای معنا (sense) برتری دارد. چراکه گاه دو معنای متفاوت، به یک مرجع اشاره دارند! به نمونه زیر توجه کنید: :رییس جمهور :رییس شورای عالی امنیت ملی هر دو معنای اشاره شده در بالا، به یک نفر اشاره دارند. برابر قانون اساسی ایران، رییس جمهور، رییس شورای امنیت ملی است. با این وجود، از نظر معنایی، میان ریاست جمهوری و ریاست شورای امنیت ملی تفاوت آشکار وجود دارد. البته به تشریح معنی از راه بررسی اجزایی در ظاهر یک اشکال بزرگ نیز وارد است. این روش معمولا برای بیان معنای ضمنی (connotative meaning) کامل نیست: :Bachelor: + male, - married :Spinster: - male, - married
Fuzzy Concepts:همه اجزای معنایی واژگان را نمی توان با آری و نه و یا + و – نشان داد. برای نمونه، در مورد بستنی، ماهیت این واژه آیا + جامد است یا - جامد؟! اشتباه نکنید! این ایراد از معناشناسی نیست، این مفهومِ گنگ دقیقا همان نگاهی است که شما به معنای بستنی دارید. همین حالا به پرسش من پاسخ دهید : ”آیا بستنی جامد است؟“ خوب اگر شما بگویید آری، پس فرق ماهیت سنگ و چوب و پارچه با بستنی چیست؟ آنچه از ماهیت بستنی در ذهن شما نقش می بندد این است که چیزی است میان جامد و مایع؛ نه می توان آنرا جامد خواند و نه می توان آنرا مایع دانست.Prototypes:برخی واژگان در ذهن انسان به مجموعه ای از مرجع های متفاوت اشاره دارند. برای نمونه واژه ی ورزش اینگونه است. هنگامیکه شما این واژه را به تنهایی می شنوید احتمالا در ذهن شما ”نرمش صبحگاهی“، ”فوتبال“، ”کشتی“، و... نقش می بنند. این حالت را ما بصورت یک دایره ی دارت نشان می دهیم که درآن هرچه به سوی میانه هدف پیش می رویم، مفاهیم معروف تر که با شنیدن واژه زودتر به ذهن خطور می کنند(prototypes) دیده می شوند.تصویر زیر چیزی است که تصور می کنم یک آمریکایی از ورزش داشته باشد:
مشکلی بنام Metaphor:
نقش های معنایی:در هنگام خواندن نقش های معنایی، تلاش نکنید مفاهیم ارایه شده را با مفاهیم موجود در دستور سنتی برابری دهید. گرچه می توان برخی از آنها را معادل فعل ، فاعل ، مفعول ، یا... در دستور زبان دانست، با این وجود خواهید دید که برای نمونه فاعل در معناشناسی گونه های متفاوتی دارد:Agent: کارگزار. Patient: چیزی که از کارِ کارگزار یا علت تاثیر پذیرفته است. Location: محل انجام کار (یا حادثه). Instrument: چیزی که کارگزار برای انجام کار از آن استفاده نموده است. Time: زمان انجام کار (یا حادثه). Recipient: دریافت کننده ی نتیجه ی کارِ کارگزار. Experiencer: گیرنده انگیزه. Stimulus: انگیزه. Cause: علت. Goal: محلِ مقصد. یکی از دوستان می گفت: ”زمان! کارگزار، انگیزه، و علت، که یکی است!“ باید بگویم بله! در دستور زبان شاید هر سه را فاعل بدانیم، اما در معنا، میان این سه و نیز میان Patient و Recipient تفاوت هایی وجود دارد. برای درک بهتر مفاهیم بالا، به نمونه های زیر توجه کنید: 1.Farmers raise crops for cityfolk. Agent Patient Recipient 2.Rain pleases the farmers, but too much rain harms the crops. Stimulus Experiencer Cause Patient 3.In the summer, they use trucks to bring crops from the field. Time Agent Instruments Patient Location 4.They may send their crops to market through cooperatives. Agent Patient Goal Instrument 5.The crops are sent by train to distribution centers in large cities. Patient Instrument Goal Location 6.Market value determines which crops farmers will plant the next spring. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:54 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
خانواده های زبان های جهان
گروه زبان های هند و ایرانی
|
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:50 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
زبانشناسی رایانهای، جزء علوم بینرشتهای است که سعی دارد با بهرهگیری از روشهای محاسباتی و صوری به مدلسازی ماشینی زبان طبیعی بپردازد. زبان شناسی رایانهای همچنین شاخهای از هوش مصنوعی محسوب میشود. در مورد استفاده از آن از جمله میتوان به کاربردهای زیر اشاره کرد: فرایافت concept و تجزیه زبانهای برنامه نویسی: نوآم چامسکی توانست تشابه زبانهای طبیعی و زبانهای برنامه نویسی را به اثبات برساند. یعنی یک زبان رایانه ای مانند زبانهای طبیعی دارای یک دستور زبان و یک فرهنگ می باشد. تفسیر یک متن از تجزیه ی واژه ها lexicon آغاز سپس با تجزیه نحو syntax و در آخر با تجزیه مفهوم semantic آن پایان می یابد. ترجمه ماشینی (خودکار) : این شاخه از زبان شناسی رایانهای زمان درازی کم اهمیت جلوه می کرد اما امروزه یکی از موارد مورد علاقه پژوهشگران این رشته می باشد. پس از مرحله ی تجزیه واژه ها و نحو می باید تجزیه ی مفهوم و سپس پرگماتیک را نیز افزود. در واقع این دو سعی در شناخت مفهوم خاص یک واژه در مکانی که ظاهر می شود را دارد. پرسش و پاسخ با زبانهای طبیعی: این ایده مدتی به عنوان پاسخی قانع کننده به مسئله ارتباط انسان و ماشین تلقی می شد. این دید در واقع جنبه ی وسیع تری از دستور زایشی چامسکی است. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:47 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
زبانشناسی میکوشد تا به پرسشهایی بنیادین همچون «زبان چیست؟» و «زبان چگونه عمل میکند؟» پاسخ گوید. برای نمونه در این که «زبان آدمی با سامانه ارتباطی دیگر جانوران چه تفاوتی دارد؟»، «کودک چگونه سخن گفتن میآموزد؟»، «انسان چگونه مینویسد و از چه راهی زبان نانوشتاری را واکاوی (تحلیل) میکند؟»، «چرا زبانها دیگرگون میشوند؟» و جز اینها. کسی را که به بررسیهای زبانشناختی میپردازد، زبانشناس مینامند. زبانشناس اگرچه باید آزمودگی گستردهای در چندین گونه زبان داشته باشد ولی بایستگی و لزومی ندارد که به روانی به چندین زبان سخن بگوید. برای او مهمتر این است که بتواند پدیدههای زبانشناختی را مانند سامانه واژههای یک زبان یا کارواژههای آن را کندوکاو نماید و بازبشکافد. او بیشتر یک مشاهده گر برون گرا و ورزیده است تا یک طرف گفتگو.. دانش زبانشناسی با کتاب دستور سانسکریت نوشته پانینی هندی آغاز گشت. پانینی در سده پنجم پیش از زایش مسیح دستور زبان بسیار پیشرفتهای نوشت. دانش زبانشناسی شاخههای گوناگونی دارد. برخی از آنها از این قرارند: زبانشناسی سنجشی-تاریخی، دستور گشتاری، دستور زایشی، آواشناسی، معناشناسی و گونهشناسی زبان.عصب شناسی زبان و زبان شناسی بالینی نیز از شاخه های جدید زبان شناسی میباشند |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:40 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
THE OBSTACLE IN OUR PATH
In ancient times, a king had a boulder placed on a roadway. Then he hid himself and watched to see if anyone would remove the huge rock. Some of the king's wealthiest merchants and courtiers came by and simply walked around it. Many loudly blamed the king for not keeping the roads clear, but none did anything about getting the big stone out of the way. Then a peasant came along carrying a load of vegetables. On approaching the boulder, the peasant laid down his burden and tried to move the stone to the side of the road. After much pushing and straining, he finally succeeded. As the peasant picked up his load of vegetables, he noticed a purse lying in the road where the boulder had been. The purse contained many gold coins and a note from the king indicating that the gold was for the person who removed the boulder from the roadway. The peasant learned what many others never understand. Every obstacle presents an opportunity to improve one's condition .
Depends On Your Perspective
A professor stood before her Philosophy 101 class and had some items in front of her. When the class began, wordlessly, she picked up a very large and empty mayonnaise jar and proceeded to fill it with golf balls. She then asked the students if the jar was full. They agreed that it was. So the professor picked up a box of pebbles and poured them into the jar. She shook the jar lightly. The pebbles, of course, rolled into the open areas between the golf balls. She then asked the students again if the jar was full. They agreed it was. The professor then picked up a box of sand and poured it into the jar. Of course, the sand filled up everything else. She then asked once more if the jar was full. The students responded with a unanimous - yes. The professor then produced two cans of liquid chocolate from under the table and proceeded to pour the entire contents into the jar effectively filling the empty space between the sand. The students laughed. "Now," said the professor, as the laughter subsided, "I want you to recognize that this jar represents your life. The golf balls are the important things - - your family, your spouse, your health, your children, your friends, your favorite passions - - things that if everything else was lost and only they remained, your life would still be full. "The pebbles are the other things that matter like your job, your house, your car." "The sand is everything else - - the small stuff." "If you put the sand into the jar first," she continued, "there is no room for the pebbles or the golf balls. The same goes for your life. If you spend all your time and energy on the small stuff, you will never have room for the things that are important to you. Pay attention to the things that are critical to your happiness. "Take care of the golf balls first the things that really matter. Set your priorities. The rest is just sand." One student raised her hand and inquired what the chocolate represented. The professor smiled. "I'm glad you asked. It just goes to show you that no matter how full your life may seem, there's always room for chocolate!"
همه چیز بستگی به دیدگاه شما دارد استادی قبل از شروع کلاس فلسفه اش در حالی که وسایلی را به همراه داشت در کلاس حاضر شد. وقتی کلاس شروع شد بدون هیچ کلامی شیشه خالی سوس مایونزی را برداشت و با توپ های گلف شروع کرد به پر کردن آن. سپس از دانشجویان پرسید که آیا شیشه پر شده است؟ آنها تایید کردند. در همین حال استاد سنگریزه هایی را از پاکتی برداشت و در شیشه ریخت و به آرامی شیشه را تکان داد. سنگریزه ها با تکان استاد وارد فضاهای خالی بین توپ های گلف شدند و استاد مجددا پرسید که آیا شیشه پر شده است یا نه؟ دانشجویان پذیرفتند که شیشه پر شده است. این بار استاد بسته ای از شن را برداشت و در شیشه ریخت و شن تمام فضای های خالی را پر کرد. استاد بار دیگر پرسید که آیا باز شیشه پر شده است؟ دانشجویان به اتفاق گفتند: بله! استاد این بار دو ظرف از شکلات را به حالت مایع در آورد و شروع کرد به ریختن در همان شیشه به طوری که کاملا فضاهای بین دانه های شن نیز پر شود. در این حالت دانشجویان شروع کردند به خندیدن. وقتی خندین دانشجویان تمام شد استاد گفت: "حالا"، " می خواهم بدانید که این شیشه نمادی از زندگی شماست. توپ های گلف موارد مهم زندگی شما هستند مانند: خانواد، همسر، سلامتی و دوستان و امیالتان است. چیز هایی که اگر سایر موارد حذف شوند زندگی تان چیزی کم نخواهد داشت. سنگریزه ها در واقع چیز هایی مهم دیگری هستند مانند شغل، منزل و اتومبیل شماست. شن ها همان وسایل و ابزاری کوچکی هستند که در زندگی تان از آنها استفاه می کنید. و این طور صحبتش را ادامه داد: اگر شما شن را در ابتدا در شیشه بریزید در این صورت جایی برای سنگریزه ها و توپ های گلف وجود نخواهد داشت. و این حقیقتی است که در زندگی شما هم اتفاق می افتد. اگر تمام وقت و انرژِی خود را بر روی مسائل کوچک بگذارید در این صورت هیچگاه جایی برای مسائل مهم تر نخواهید داشت. به چیز های مهمی که به شاد بودن شما کمک می کنند توجه کنید.در ابتدا به توپ های گلف توجه کنید که مهم ترین مسئله هستند. اولویت ها را در نظر آورید و باقی همه شن هستند و بی اهمیت. دانشجویی دستش را بلند کرد و پرسید: پس شکلات نماد چیست؟ استاد لبخند زد و گفت: خوشحالم که این سئوال را پرسیدی! و گفت: نقش شکلات فقط این است که نشان دهد مهم نیست که چه مقدار زندگی شما کامل به نظر می رسد مهم این است که همیشه جایی برای شیرینی وجود دارد. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:37 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
جدید ترین اصطلاحات لاتی و کوچه بازاری. بسیار مفید ، مخصوصا برای فیلم ها یه فرهنگ لغت جمع و جور در زمینه های پزشکی، رایانه، و اینگلیسی عمومی. یک قسمتی هم شبیه به طالع بینی داره.اگر وبلاگ یا سایت دارید، می توانید از جعبه جستجو ی فرهنگ لغات آن در صفحه وبتون استفاده کنید و یک دیکشنری بر خط و حاضر آماده داشته باشید.
این فرهنگ لغت معنی یک کلمه را به زبان های انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، فرانسه و ایتالیایی ارائه می دهد و در کنار معنی هر لغت تلفظ آن را هم در اختیار شما می گذارد. از این فرهنگ لغت هر چی بگم کم گفتم، واقعا دیکشنری قرن هست.اما حیف که تو این سایت تلفظ ندارد. شما می توانید لوح فشرده آن را تهیه کنید. این سایت فارسی ترجمه لغات را به فارسی و انگلیسی به شما می دهد اما زیاد قوی نیست.بدم نیست. این فرهنگ لغت فارسی، هم انگلیسی به فارسی است و هم فارسی به انگلیسی و بر عکس قیافش چیز خوبی نشان می دهد. فرهنگ مریام هم شاید به جرات بشه گفت کامل ترین، به روز ترین و کار راه انداز ترین دیکشنری آن لاین هست. این فرهنگ ربطی به زبان انگلیسی ندارد و در اصل یک مترجم پینگلیشی است، شما به کمک این فرهنگ لغت می توانید متون پینگلیشی خود را به فارسی ترجمه کنید. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هفتم آذر 1386ساعت 23:4 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
در این بخش شما را با متن فیلم با Movie Script آشنا می کنیم، شاید جالب باشد که بدانید شما می توانید متن هر فیلم، سریال و نمایشنامه رادیویی و تلویزیونی را در اینترنت پیدا کنید. این متن ها بر اساس سال ساخت و اسم فیلم قابل دسترس می باشند و به شما (در مواردی که فیلم شما زیرنویس دار نمی باشد) کمک می کند که مکالمات و روند داستان فیلم را راحت تر پیگیری نمایید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:51 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
فرق بین (a little- a few- Little- Few)
کلمه ی(Few)(کم، اندک، کمی) همیشه با اسمهای قابل شمارش بکار برده می شوند و عدم یا نبودن چیزی یا شخص را رسانده و همیشه با اسم جمع و فعل جمع همراه است و معنی جمله همیشه میل به منفی دارد. There were Few children in the garden.- جمع جمع
Little (کم، اندک، کوچک) همیشه با اسمهای غیر قابل شمارش همراه است و با اسم و فعل مفرد بکار می رود و عدم وجود چیزی را می رساند و معنی جملات با (Little) همیشه میل بطرف منفی دارد. - There is little water in the river. مفرد مفرد
(چند تا) a few با اسمهای قابل شمارش و با فعل جمع بکار می رود و وجود چند چیز را می رساند (مثبت) حتی به تعداد کم. - He has a Few friends in this city.
A little (کمی) با اسمهای غیر قابل شمارش و با فعل مفرد بکار رفته و وجود مقدار چیزی را می رساند (مثبت) حتی اگر به مقدار کم باشد. - He has a little money in his wallet. تبصره: هنگامیکه جواب سوالی با (yes) شروع شود در آن جمله از (a Few) و (a Little) استفاده می کنند و وقتی جواب با کلمه ی (not) شروع شود از (Few) و (Little) استفاده می شود، البته اگر در جمله ای از (only) استفاده شود باید از صفات مثبت (a few) و (a little) استفاده کرد.
فرق بین (much) و (many)
Much: فقط با اسمهای غیر قابل شمارش و با فعل مفرد همراه است و در جملات مثبت، منفی و سوالی بکار برده می شود ولی بهتر است که در جملات مثبت از کلمات (plenty of) و یا (a lot of ) استفاده نمود.
Many: فقط با اسمهای قابل شمارش و با فعل جمع همراه است و در جملات مثبت، منفی و سوالی بکار برده می شود ولی بهتر است در جملات مثبت از کلمات (a lot of) استفاده کرد. 1- He has not (many-much) money. 2- There is not (many-much) food in the house. 3- Are there (many-much) books in the library? 4- How (many-much) times a day do you go to the mosque? 5- How (many-much) time do you need to do it?
ترکیب در جمله بوسیله (not only… but also)
جملاتی که دارای فاعل یکسان هستند بوسیله کلمات (not only) و (but also) به هم ربط داده می شوند. همیشه برای ترکیب دو جمله بوسیله (not only) و (but also) و فاعل و فعل مشترک بین دو جمله را نوشته و سپس (not only) آورده و سپس ادامه جمله اول و قسمت مشترک جمله دوم (که با جمله اول مشترک بود) را حذف کرده و سپس و (but also) را آورده و بعد ادامه جمله را نوشته .
- He is kind. He is helpful. - He is not only kind but also helpful.
فرق بین (some) و (any) کلمه (some) در جملات مثبت و با اسمهای قابل شمارش و غیر قابل شمارش و با فعل مفرد و جمع بکار می رود ولی (any) در جملات منفی و سوالی با اسمهای قابل شمارش و با فعل مفرد و جمع بکار می رود. البته کلمه ی (any) بعضی مواقع با جملات سوالی می آید و موقعی است که سوال کننده انتظار جواب مثبت داشته باشد. - Can you give me some more information? |
||
|
+
نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 20:50 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
زمانها Tenses
2. حال استمراری Present Continuous 3. حال کامل (ماضی نقلی)Present Perfect 4. حال کامل استمراری(نقلی استمراری) Present perfect Continios 5. گذشته ساده Simple Past 6. گذشته استمراری Past Continios 7. گذشته کامل (ماضی بعید) Past Perfect 8. گذشته کامل استمراری(بعید استمراری)Past Perfect continios 9. آینده Future 10. آینده استمراری Future Continios 11. آینده کامل Future Perfect 12. آینده کامل استمراری Continios Future Perfect 13. آینده در گذشته Future in the Past 1- زمان حال ساده
در زمان انگلیسی به سه طریق زمان حال ساده شناخته می شود:
الف: اگر عملی در زمان های مشخص تکرار شود فعل آن جمله زمان حال ساده است که اغلب با قیود every week , every day و ... به کار می رود. ب: اگر یکی از قید های تکرار ذیل در جمله ای وجود داشته باشد فعل آن جمله زمان حال ساده است. Always- often- usually-never- sometimes- … ج- اگر جمله ای بیان کننده حقیقت یا عادتی باشد زمان حال ساده است. - The earth moves round the sun. طرز ساختن زمان حال ساده: حال ساده تمام افعال مصدر بدون to می باشد (بغیر از افعال معین) و فقط در سوم شخص مفرد حرف s به فعل اضافه می شود و افعالی که به , sh, x, o, ss, ch, sh ختم شوند در سوم شخص مفرد es گرفته و افعالیکه به y ختم شوند، اگر قبل از y حرف بی صدا باشد ies گرفته و اگر قبل از y حرف با صدا باشد فقط به آخر آن حرف s افزوده می شود. طرز منفی و سوالی کردن حال ساده اگر جمله ای دارای فعل کمکی بود may, can و غیره، برای سوالی کردن جمله آنها را قبل از فاعل ذکر کرده و برای منفی کردن فقط not بعد از افعال کمکی آورده ولی اگر جمله فعل معین نداشت برای سوالی کردن زمان حال ساده کلمه do را قبل از فعل و برای سوم شخص مفرد کلمه does را قبل از فعل آورده و برای منفی کردن don't را قبل از فعل اصلی و doesn't را برای سوم شخص مفرد آورده و هر گاه doesn't و یا does در جمله به کار رود، در جمله همیشه s ویا es فعل اصلی حذف می شود. I go I don't go Do I go?
سوالی منفی
he goeshe does not godoes he go? سوالی منفی مثال زیر را اول سوالی و سپس منفی سازید، 1-I like my natural science teach very much.
2-you can speek with your teacher. 2-حال استمراری
ادامه جمله +مفعول+ing +فعل+(am-is-are)+فاعل زمان حال استمراری برای بیان انجام کاری که هنوز ادامه دارد بکار می رود. طریقه شناختن: اغلب با قید های ( at present)- (now)-at the moment)) و غیره همراه است و همیشه جملات بعد از کلمات آگاه کننده ،در ابتدای جمله بصورت حال استمراری نوشته می شوند، کلمات آگاه کننده Lisen-be cerful- Look Look!hassan is coming
طرز ساختن حال استمراری: حال استمراری هر فعل را با حال ساده فعل (to be) همراه با شکل (ing) هر فعل می سازند،I am going طرز منفی و سوالی کردن حال استمراری : برای منفی کردن کا فیست که بعد از افعال معین کلمه (not) را ذکر کرده و برای سوالی کردن (are-is-am)را به ابتدای جمله آورده، البته با افزودن (ing)به فعل اصلی تغیراتی در افعال حاصل می شود که عینا در بخش قواعد دیکته ذکر شده است. مثال:جملات زیر را یکبار سوالی و سپس منفی کنید: 1-I am listening to the radio now.
2-mehri is coming from high school. 3-she is going to take her coat. 4-we are explaining the lasson for him. 3-زمان حال کامل (ماضی نقلی) ادامه جمله+مفعول+ قسمت سوم فعل+(have- has)+فاعل طریقه شناختن(سه طریق) الف- اگر عملی در گذشته در وقت نا معلومی انجام شده باشد ماضی نقلی است یعنی اگرجمله ای قید زمان نداشته باشد ماضی نقلی است. ب -اگر عملی درگذشته چند مرتبه تکرار شده باشد فعل آن جمله ماضی نقلی است یعنی اگر درآخر جمله کلمه ی (times)(مرتبه ها) وجود داشته باشد فعل آن جمله ماضی نقلی است و همچنین قیود(this year,twice- this week) ج-اگر قبل اززمان گذشته دو حرف اضافه (since)و یا (for) بکاررفته باشد فعل آن جمله ماضی نقلی است فرق (since) با(for)در این است که(since) به مبدا زمان اشاره می کند و (for)به طول زمان. تذکر: البته کلمات (already)-(just) و(yet) از علائم مشخصه ی ماضی نقلی هستند طرز ساختن حال کامل: ماضی نقلی یاحال کامل هرفعل را با زمان حال ساده فعل (have) و برای سوم شخص مفرد(has) به همراه اسم مفعول فعل مورد نظر می سازند، I have visited.
طرز منفی وسوالی کردن حال کامل: چون این زمان همیشه با افعال کمکی (have) و یا(has) برای سوم شخص مفرد همراه است لذا برای منفی کردن بعد از افعال کمکی کلمه ی (not) را گذاشته و برای سوالی کردن (have) ویا(has)را به جمله آورده می شود. تذکر: کلمه یsince به معنی از همیشه قبل از یک قید زمان در گذشته می آید در حالی که ever since در آخر جمله بعد از فعل بیان می گردد. همچنین اگر بعداز since جمله ای بصورت گذشته نوشته شود در این صورت since حرف ربط خواهد شد. - She has worked in library since 1359.
- She saw his father in 1360 and has been happy ever since. 4- حال کامل استمراری: ادامه جمله+مفعول+ ing +فعل+ been + Have/has +فاعل این زمان نشان می دهد که کاری در گذشته در یک زمان معین یا نامعین شروع شده و تا زمان حال ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد. البته در افعالیکه در حالت سکون هستند بهتر است از زمان حال کامل استمراری استفاده شود تا زمان حال کامل. افعالیکه در حالت سکون هستند مثل: Stay, sit, rest, work, sleep, live, stand, wait, talk, learn, look, lie, listen, study. طرز شناختن حال کامل استمراری: شناختن این زمان مثل حال کامل می باشد با این فرق که ماضی نقلی در زمان حال کامل می شود ولی ماضی نقلی استمراری هنوز در زمان حال ادامه دارد که البته حروف اضافه و یا قیودی که برای ماضی نقلی بکار می رود برای ماضی استمراری هم صدق می کند . - He is lying on the floor now.حال استمراری
- He has been lying there for two hours.حال کامل استمراری
طرز ساختن حال کامل استمراری: این زمان را با ماضی نقلی فعل بودن (have/has been) بعلاوه ی شکل (ing) فعل اصلی می سازند. طرز منفی و سوالی کردن حال کامل استمراری: در انگلیسی بریتانیایی عیناً مانند ماضی نقلی، سوالی و منفی می شود اما در دستور زبان انگلیسی آمریکایی، از فعل کمکی does برای سوالی کردن قبل از سوم شخص (she, He, It) و doesnot بعد از آن برای منفی کردن استفاده می شود. و در بقیه اشخاص (I, You, We, They) از فعل کمکی do قبل از فاعل، برای سوالی کردن و donot بعد از آن برای منفی کردن استفاده می شود. 5- گذشته ساده ادامه جمله+مفعول+گذشته فعل+فاعل نشان می دهد که کاری در گذشته بدون قید و شرط انجام گرفته که معمولاً در این جملات باید یک قید زمان که دلالت به گذشته کند وجود داشته باشد. I went to the mosque last night.- طرز ساختن گذشته ساده اگر به آخر افعال با قاعده d و یا ed اضافه شود بصورت گذشته در می آید ولی افعال بی قاعده قسمت دوم آنها گذشته می باشد. در زیر یک لیست تقریباً کامل ازافعال بی قاعده را می بینید. افعال بی قاعده Irregular Verbs طرز منفی و سوالی کردن گذشته ساده برای منفی کردن جمله، اگر جمله دارای فعل کمکی بود، با آوردن آن به ابتدای جمله آن را سوالی می کنیم و با گذاردن کلمه not بعد از فعل کمکی آن را منفی می کنیم . ولی اگر جمله دارای فعل کمکی نبود برای سوالی کردن didرا قبل از فاعل آورده و فعل جمله را به زمان حال تبدیل کرده وبرای منفی کردن did notرا بعد از فاعل می آوریم. 6- گذشته استمراری مفعول+ادامه جمله+گذشته ساده +Ing +فعل++Was/were+ +فاعل این زمان به ما نشان می دهد که کاری در موقع وقوع عمل دیگری در حال انجام بوده، پس می توان نتیجه گرفت که گذشته استمراری معمولاً به تنهایی به کار نمی رود و همیشه با یک گذشته ساده بیان می شود. He saw us as we were coming down the hill. طرز شناختن گذشته استمراری در جملاتی که در آن گذشته استمراری بکار رفته است معمولاً یک زمان گذشته ساده همزمان با آن وجود دارد البته با کلمات ربطی مثل:just as- while- when- as تذکر: بعضی افعال ممتد مثل: shine, rain, drive, live, بهتراست به صورت گذشته استمراری بیان شوند. طرز ساختن گذشته استمراری این زمان به کمک گذشته ساده فعل to be همراه با شکل ing فعل اصلی ساخته می شود. I was working طرز منفی سوالی کردن گذشته استمراری برای سوالی کردن افعال کمکی was ویا wereرا در اول جمله آورده و برای منفی کردن کلمه notرا بعد از افعال کمکی was ویا wereآورده. 7- گذشته کامل (ماضی بعید) فاعل+had+قسمت سوم فعل+ مفعول+...+گذشته ساده ماضی بعید نشان می دهد که کاری در گذشته قبل از یک عمل گذشته دیگر انجام گرفته است. ماضی بعید به تنهایی در جمله به کار نمی رود و همیشه آن را با یک گذشته ساده بیان می کنند. طرز شناختن ماضی بعید جملات در زمان ماضی بعید با یک گذشته ساده همراه اند همچنین با کلمات ربط by the time, as soon as, be for, after بیان می شوند. Hassan had left as soon as we came here. طرز ساختن ماضی بعید این زمان به کمک فعل کمکی had همراه با اسم مفعول فعل ماضی ساخته می شود. I had gone. She had gone. طرز منفی سوالی کردن ماضی بعید برای سوالی کردن فعل کمکی had را به ابتدای جمله می آوریم و برای منفی کردن کلمه not را بعد از فعل کمکی had قرار می دهیم. 8- گذشته کامل استمراری فاعل ++been+hadفعل+ing+ادامه جمله این زمان نشان می دهد که کاری در گذشته قبل از زمان گذشته دیگری شروع شده و تا آن زمان ادامه داشته است. طرز شناختن گذشته کامل استمراری عیناً مانند ماضی بعید است با این تفاوت که افعال در حالت استمراری می باشند و گاهی زمان انجام کار نیز ذکر می شود. She had been teaching for a year before she went to Tehran. طرز ساختن گذشته کامل استمراری این زمان را به کمک ماضی بعید فعل بودن (had been) همراه با شکل ing(استمراری) هر فعلی ساخته می شود . I had been working. طرز منفی سوالی کردن گذشته کامل استمراری عیناً مانند ماضی بعید منفی و سوالی می شود. 9- زمان آینده +فاعل Shall/will+ فعل to مصدر بدون + مفعول این زمان نشان دهنده کاری است که در آینده انجام خواهد شد و بیشتر از تصمیمات و قولها سخن می گوید. این زمان به کمک افعال shall و مصدر بدون toهر فعلی می سازند، البته shall برای اول شخص مفرد و جمع بکار برده می شود ولی امروزه برای تمام صیغه ها از will استفاده می کنند. اگر قید زمان جمله ای مربوط به آینده باشد مثل next year, tomorrow فعل آن به زمان آینده خواهد بود. طرز منفی سوالی کردن زمان آینده برای سوالی کردن افعال کمکی shall و will را به ابتدای جمله آورده و برای منفی کردن کلمه ی not قبل از shall و will گذاشته می شود. 10- آینده استمراری این زمان نشان می دهد که کاری در آینده در یک زمان تعیین شده در حال انجام خواهد بود، که معمولاً این زمان آینده استمراری با قید های: At this time, tomorrow, next month, next week و یا همراه با کلماتی مثل: if- wish همراه زمان حال ساده می آید. طرز ساختن آینده استمراری این زمان با آینده ساده فعل to be و شکل ing هر فعل ساخته می شود. I will be going. - منفی سوالی کردن آینده استمراری با آوردن کلمه not بعد از فعل کمکی will منفی می شود و برای سوالی کردن فعل کمکی will را به ابتدای جمله می آوریم. 11- آینده کامل این زمان نشان می دهد که کاری در زمان آینده قبل از زمان معینی خاتمه پیدا خواهد کرد. معمولاً آینده کامل با قیدها و یا حروف ربط after- before- when- by همراه با زمان حال به کار می روند. I will have done it before six o'clock. طرز ساختن آینده کامل این زمان به آینده ساده فعل have و اسم مفعول فعل اصلی می آید. - I will have done. - You will have seen. شکل منفی سوالی با کلمه not بعد از افعال کمکی shall و will منفی شده و اگر این دو فعل کمکی را به ابتدای جمله بیاوریم جمله سوالی می شود. 12- آینده کامل استمراری این زمان نشان می دهد که کاری در آینده قبل از زمان تعیین شده شروع شده و تا بعد از آن زمان ادامه خواهد داشت. - At 10 o'clock I will have been working for 5 hours. طرز ساختن آینده کامل استمراری: این زمان را با آینده کامل، فعل to be و شکل ing هر فعل ساخته می شود. طرز منفی سوالی کردن آینده کامل استمراری: با کلمه not بعد از افعال کمکی shall و will منفی شده و اگر دو فعل کمکی shall و یا will را به ابتدای جمله بیاوریم سوالی می شود. تذکر: علامت مشخصه این زمان در اینگلیسی این است که قبل از قید زمان آینده حرف اضافه by و قبل از طول مدت انجام کار حرف اضافه for به کار می رود. 13. زمان آینده در گذشته این زمان نشان می دهد که کاری در گذشته به صورت آینده بوده است، به این معنی که وقتی عملی را در گذشته به صورت آینده بوده است بخواهند در زمانم حال آن را ییان کنند آن را آینده در گذشته نامند که معمولاً ای زمان در نقل و قول غیر مستقیم به کار می رود. طرز ساختن آینده در گذشته عیناً مثل آینده است، با این فرق که به جای shall از should و به جای will از would استفاده می کنند. مثال: -I will go to Tehran tomorrow.آینده He said that he would go to Tehran the next day. -آینده در گذشته |
||
|
+
نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 20:48 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
تعریف اسم (noun) اسم کلمه ای است که برای نامیدن شخص مکان و یا چیزی بکار برده میشود. انواع اسم باغ= garden، میز تحریر=desk، دختر= girl، پسر=boy، مداد=pencil 1- اسم عام common noun اسامی می باشند که در میان اشخاص – مکان ها ویا اشیاء- عمومیت داشته باشند. 2-اسم خاص proper noun اسامی می باشند که نام مخصوص یک شخص- چیز ویا مکان معینی باشد. Ali- Iran- Big Ben 3-اسم معنی abstract noun درد=pain،سرعت=speed،ثروت=wealth، اسمی می باشد که بخودی خود وجود ندارد و وجودش در اشخاص و یا اشیاء دیگر احسا س میشود. سلامتی=health 4-اسم جمع collective noun اسمی است که در صورت مفرد، ولی در معنی بر گروه و دسته ای دلالت می کند. تیم=team، دسته= class، نیروی دریایی=navy،ارتش=army،کتابخانه= library حالات اسم The man opened the door. 2-حالات مفعولی accusative case:وآن هنگامی است که اسم مفعول یک فعل متعدی باشد. He asked the man a question. Hassan's book is on the table. - Boy s' book. 2- The club of the woman. …… Woman's club 3- The house of Ali and Hassan. …. Ali and Hassan's house 4- The hats of Ladies. …… Ladies' hats 5- The typist of Ali. ……. Ali's typist Pronouns 1. ضمایر شخصی الف- ضمایر شخصی فاعلی ب- ضمایر شخصی مفعولی الف- ضمایر شخصی فاعلی: بجای فاعل در جمله قرار می گیرند. مفرد (I – You –He – She – It) (We – You - They) مفرد (Me – you – him – her –it) (Us – you them) 2.ضمایر ملکی ضمایر ملکی هیچوقت همراه اسم نبوده بلکه در جمله به تنهایی بکار می روند و از تکرار اسمی در حالت ملکی جلوگیری می کنند. مفرد (His – hers – yours – mine) (Theirs – yours – ours) - This book is (my book) mine. 1-حالات فاعلی nominative case: زمانی است که اسم فاعل جمله باشند. تذکر:کلمه ی (Belong) بعد از فاعل و قبل از فعل آمده و بعد از (Belong)همیشه (to) آورده و سپس یک ضمیر شخصی مفعولی متناسب با فاعل جمله. 3-حالات اضافه اسم :possessive caseاسم موقعی در حالت اضافه است که چیزی یا کسی به آن متعلق باشد و یا به او نسبت داده شود . اسمهائیکه بحرف (s) ختم شده و یا جمع می باشند مثل boys با (') آنرا بحالت اضافه در می آورند. عبارات زیر را بحالت اضافه اسم در آورید: 1- The clothes of boys. ……. boy s' clothes انواع ضمایر جمع ب- ضمایر شخصی مفعولی: بجای مفعول در جمله قرار می گیرند. جمع جمع صفات ملکی: صفاتی هستند که چیزی یا شخصی را به شخص یا چیزی نسبت می دهند و همیشه باید با اسم بکار برده شوند. مفرد (Its – his – her – your – my) (Their – your – our) 3- ضمایر انعکاسی: در جای مفعول در جمله می آید و نشان می دهد که مفعول جمله خود فاعل می باشد(shot گذشته shoot است). - The man shot himself. Myself ~ Ourselves Yourself ~ Yourselves Himself ~ Herself ~ Itself ~ Themselves 4. ضمایر اشاره: مانند ( These – That – This ) که هم ضمیر و هم صفت اشاره هستند که اگر به تنهایی بکار روند ضمیر و اگر با اسم همراه باشند، صفت می باشند. This book is mine.- صفت - ضمیر This is what I said. بعد از فعل متعدی و حرف اضافه ضمیر مفعولی ذکر می شود و نه فاعلی تذکر2: در جملات مقایسه ای که معمولاً با کلمه (than) همراه هستند ضمایر فاعلی بعد از (than) ذکر می شود، البته اگر مقایسه با فاعل باشد. در مکالمه از ضمیر مفعولی برای مقایسه استفاده می شود که از لحاظ گرامری غلط است اما بین خود انگلیسی زبانان اینگونه کاربردها عادی می باشند. حرف تعریف نامعین (a) و (an) - A book - an apple - I looked up and saw a plane (first mention). The plane flew low over the trees (now you know which plane I mean). تذکر: حروف با صدا عبارتند از ( a – e – I – o – u ) A pen - an egg – an idea – an orange اسمهائیکه با (h) ساکن شروع شوند (an) می گیرند. An hour – an honor A house – a half اسمهایی که با صدای (u) و یا حرف صداداری که صدای (u) می دهد با حرف تعریف نا معین (a) نوشته می شود. A European – a union – a university حرف تعریف نا معین (a) و (an) با اسامی جمع بکار نمی روند. جمع بستن اسمها اسمها با حرف (S)جمع بسته می شوند ولی اگر کلمه ای به حروف (f-t-k-p)ختم شود در تلفظ (s)آخر را با صدای (س)بیان می کنند ولی اگر به حروف دیگری ختم شوند (s)آخر صدای (z)میدهد. صدای(س)a books – cats صدای(ز)boys – girls Dresses - bushes – churches - boxes City?cities ولی boy?boys Thief?thieves و wife?wives گوسفند= - sheepگوزن=dear Pyjams – trousers –scissors Man?men Ox?oxen - بعضی ازاسم ها که به (o) ختم می شوند در جمع(es)و بعضی فقط (s)می گیرند. Hero? heroes ولی piano? piano I go to school. 2-فعل متعدی: که بدون مفعول معنی جمله کا مل نشود. The cat caught the mouse. مفعول بر دو نوع است 1-مفعول بی واسطه direct object ، 2-مفعول با واسطه indirect object ب- هر گاه مفعول با واسطه بعد از مفعول بی واسطه قرار گیرد ما بین دو مفعول حرف اضافه مناسبی احتیاج است . مفعول بی واسطه + مفعول با واسطه + فعل متعدی He gave me a book. (1) He gave a book to me. (2) I send her some flowers. بی واسطه با واسطه اگر مفعول با واسطه ضمیر و یا یک کلمه ی کوچک باشد آنرا بعد از فعل متعدی بیان می کنند. ولی اگر مفعول با واسطه چند کلمه ویا کلمه ی طولانی باشد آنرا بعد از مفعول بی واسطه بیان می کنند. He will give the book to who ever wants it. طرز بکار بردن این افعال در جملات با سایر افعال دیگر فرق دارد که اغلب این افعال ناقص می باشد به این صورت که تمام قسمتهای یک فعل معمولی را ندارند و اغلب این افعال را افعال مخصوص هم مینامند. البته تمام این افعال معین با کلمه ی (not) منفی می شوند و اگرقبل از فاعل ذکر کنیم جمله بصورت سوالی در می آید. حال ساده: فعل (to be) (am –is –are - ) تذکر1:در جملاتی که افعال کمکی دارند برای جمله مثبت ،همان فعل کمکی رابا (not) آورده وسپس فاعل جمله را به دنبالش ذکر کرده ولی اگر جمله منفی باشد ،فعل کمکی را آورده و سپس فاعل جمله را به دنبالش ذکر کرده . تذکر2:اگر جمله فعل کمکی نداشته باشد برای جملات گذشته از (did) برای جواب یک جمله ی منفی واز (did not) برای جواب جملات مثبت استفاده کرده و سپس فاعل جمله را بیان کرده. تذکر3:از (does) برای جملات حال سوم شخص مثبت استفاده کرده و برای سایر ضمایر شخصی از (do) و(donot) استفاده می شود. ترکیب دو فعل بوسیله (too) و یا (very) (در حالت قید) کلمه ی (too) (به معنی زیاد) نشانه مقدار یا میزان زیاد است که قبل از یک صفت ساده و یا یک قید ساده ذکر می شود و بعد از آن یک عبارت مصدری قرار می گیرد که معمولاً کلمه (too) قبل از هر صفت و قید ساده معنی منفی به جمله می دهد. برای ترکیب یک جمله منفی به مثبت از too استفاده می کنیم. - It is too hot for me to go out. - It is very cold but we can go out. برای ترکیب یک جمله مثبت به یک جمله منفی با کلمه ی (too) ابتدا فاعل و فعل جمله مثبت را نوشته سپس کلمه (too) را قبل از صفت ذکر کرده و بعد مصدر با (to) جمله دوم را نوشته. تذکر 2: برای تر کیب دو جمله مثبت با (very) ترکیب دو جمله بوسیله (neither, nor, either, or) تذکر مهم: اگر بعد از (neither) (nor) , (either) (or) فاعل مفرد بکار رود همیشه فعل آن جمله به صورت مفرد خواهد بود و اگر فاعل جمع باشد فعل آن فعل آن بصورت جمع خواهد بود. 2. Neither I nor your friends are happy. گاهی جمله ای بیان می شود و شخص دیگر می گوید مثلاً "فلانی هم همینطور" برای بیان "فلانی هم همینطور" در زبان انگلیسی اگر جمله اصلی منفی باشد بعد از (neither)، مثبت فعل کمکی جمله اصلی بکار می رود و اگر جمله اصلی مثبت باشد و دارای فعل کمکی باشد، بعد از (so) همان فعل کمکی جمله اصلی بکار می رود و اگر جمله اصلی فعل کمکی نداشته باشد چنانچه زمان حال ساده باشد از (so do) و اگر زمان گذشته باشد از (so did) استفاده می شود. بطور کلی (neither) وقتی اضافه می شود که جمله اصلی منفی باشد و (so) وقتی بکار می رود که جمله اصلی مثبت باشد و عکس مطالب فوق صحیح است. تمرین: a- neither am I. b- so I am. c- so am I. d- so do I. یادآوری: در زبان انگلیسی بطریق دیگری نیز می توان رابطه ی "فلانی هم همینطور" را نوشت. اگر جمله اصلی منفی باشد می توان بعد از همان منفی فعل کمکی either به کار برد و اگر جمله اصلی مثبت باشد و دارای فعل کمکی باشد بعد از فعل کمکی too بکار می رود و برای زمان حال do too و اگر زمان گذشته باشد از did too استفاده می شود. بطور کلی either وقتی در جمله بکار می رود که جمله اصلی منفی باشد و too وقتی در آخر جمله بکار می رود که جمله اصلی مثبت باشد. تمرین: a- does either. b- doesn't either. c- will either. d- won't either. همیشه ضمیر است و برای اشخاص بکار برده می شود که اگر کلمه (who) در حالت فاعلی قرار گیرد بعد از آن افعال کمکی قرار نمی گیرد ولی اگر در حالت مفعولی بیان شود در این صورت بعد از کلمه ی who افعال to be قرار گیرد و جمله به حالت سوال نوشته می شود. - Whom did you see at school. 3- what - What makes it sweet?فاعل What did you do last night?-مفعول What book do you reed?-صفت Why are you so sad? قید - Whose book is this?صفت -ضمیر Whose is this coat? which6- Which bus goes to Tehran?فاعل وصفت Which is yours?فاعل -ضمیر Which book did you take?صفت- مفعول نتیجه 1 بعد از کلمات(why- how- where- when- whom) باید جمله را سوالی کنیم. نتیجه 2 کلمات (how much- how long- how many- whose- which- what) اگرفاعل جمله باشند جمله بعد از آنها سوالی نمی شود و اگر مفعول جمله باشند باید جمله بعد از آنها سوالی می شود. حالت اضافه(حالت ملکی) و انواع (s) الف- اگر مالک نام مربوط به غیر انسان باشد بین دو اسم (of) بکار می رود. -the leaf of the tree. -hassan's book. اگر نام مالک مربوط به انسان با (s) جمع بسته شده باشد فقط بعد از (s)جمع آپا ستروف (')بکار می رود . مدرسه دختران girls' school اگر شیئی دارای چند مالک باشد ('s) را به آخرین اسم اضافه می کنیم. یادآوری 3: معمولاً وقتی ('s) به آخر اسم شغل یا حرف یا مالک اضافه شود از بکار بردن نام مکان مثل مغازه، storeفروشگاه و... خودداری می شود. - I must go to the buther's. (s) جمع مثل book(s) و دیگری (s) سوم شخص مثل: - He runs very fast. صفات اسم را توصیف می کنند. صفات از نظر مقام و برتری بر چهار نوعند: صفت مطلق ساده صفت ساده کلمه ای است که اسمی را توصیف میکند. Bad- good - small- large اگر دو اسم از نظر یک صفت برابر باشند برای آن صفت متساوی بکار می برند. در فارسی مثل: به بزرگی، به کوچکی. برای ساختن صفت متساوی در انگلیسی از(as+صفتbe+as+) استفاده می شود و در جملات منفی آمریکایی ازترکیب (as+صفتbe+not+as+) و در دستور زبان بریتانیایی این جملات را اینگونه (as+صفتso +) 1- This hill is as high as that mountain. 2- He is not as (so) beautiful as him. - This is the same color as that plane. - He is younger than ali. - H is the oldest girl in the class. الف:تمام صفات یک بخشی با er به صفت تفضیلی و با est به صفت عالی تبدیل می شود، البته با افزودن er و est تغییراتی در کلمه ایجاد می شود. large ? larger ? largest grey?grayer?greyes Easy?easier?easiest Hot?hotter?hottest Out ?outer ?outest Out ?outer?outest- Clever?cleverer?cleverest Simple?simpler?simplest Narrow?narrower?narrowest Happy?happier?happiest ج-کلیه صفات بیش از دو بخش با کلمه ی (more) تفصیلی و با (the most) عالی می شود. Beautiful?more beautiful? themost beautiful بعضی از صفاتی که از کلیه ی قوانین تبعیت نمی کنند. Good?better?best Bad?worse?worst Late?later?latest latter?last out?outer?outmost Hard?harder?hardest Fast?faster?fastest 2-ولی قیدهای دو سیلابی با افزودن (ly)تبدیل به قید شده و سپس با (more)تفصیلی و با (the most)عالی شده و بقیه قیدهای چند بخشی با(more)و(the most)به قیود تفصیلی و عالی تبدیل می شوند. -easily?more easily?themost easily -quickly?more quickly?the most quickly -beautifully?more beautifully?the most beautifully 3-برای ساختن قید متساوی از رابطه (asقیدas)استفاده می شود. -he runs as slowly as I. Now-then- befor-since-early-today-tomorrow-every day. معمولا در آخر جمله قرار می گیرند ولی اگر جمله طولانی و مرکب باشد بهتر است که آنها را درابتدای جمله بیاوریم. البته بعضی از قیود زمان مانند(never-ever) در آخر جمله قرار نمی گیرند. Here-there-every where- below- above- hence-in- out Slowly- quickly- happily Back- fast – hard قید حالت، در حالت تاکید اگر یک کلمه باشد مستقیماً بعد از فاعل می آید. طرز قرار گرفتن قیود تکراری قید های تکراری همیشه قبل از فعل اصلی و بعد از افعال to be بیان می شوند. Seldom- never - sometimes - usually - often - always – He+drank+her coffee+very quickly+at the restaurant+yesterday جمع تذکر1: حروف تعریف نامعینی می باشند که در جلوی اسمهای عام قابل شمارش که معین و مشخص نباشند قرار داده می شوند، و یا وقتی اسمی را برای اولین بار ذکر می کنیم. فرق بین (a) و (an) اسمهایی که حرف اول آنها حروف بی صدا باشد (a) و اگر از حروف صدادار باشد (an) بکار برده می شود. تبصره 1: مگر اینکه (h) تلفظ شود. تبصره 2: تبصره 3 : الف- اسم هایی که به حروف (x- ch- sh- s - ) ختم شوند با(es)جمع بسته میشوند . ب- اسم هایی که به (y)ختم شوند و قبل از آن حرف صدادار باشد با (s)جمع بسته می شود .ولی اگر حرف ما قبل از (y)بی صدا باشد (y)تبدیل به (i) شد و(esمی گیرد. ج-اسم هایی که به (fe) و یا (f) ختم شوند در صورت جمع (f) و یا (ef) تبدیل (ves) می شوند. د-بعضی اسامی در انگلیسی جمع یا مفرد شان یکی است. ذ-بعضی از اسمها فقط در حالت جمع وجود دارند. ر- بعضی از اسامی از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند. فعل: verb کلمه ایست که بر انجام کاری یا داشتن حالتی دلالت می کند فعل بر دو نوع است ، 1-لازم 2-متعدی 1- فعل لازم :فعلی است که احتیاج به مفعول ندارد وبدون مفعول معنی جمله کا مل است و کلمه ای که بعد از فعل می آید متمم نامیده می شود . طرز بکار بردن مفعول با متعدی الف- هر گاه مفعول با واسطه بعد از فعل متعدی آید به حرف اضافه احتیاج نیست . مفعول با واسطه + حرف اضافه+ مفعول بی واسطه+ فعل متعدی افعال معین گذشته ساده:فعل (to be)(was- were) سوالات کوتاه ضمیمه:Tag Ending (Taq Question) در هر جمله اگر جوابی خواسته باشند اگر جمله مثبت باشد یا منفی سوالی جواب داده و اگر جمله منفی باشد با مثبت سوالی جواب داده ولی کلمه ی (very) (به معنی زیاد) نشانه ی مقدار یا میزان بسیار زیاد دست که قبل از صفات و قید های ساده ذکر شده که معمولاً بعد از آن عبارت مصدری ذکر نمی شود و هم چنین معنی مثبت به جمله می دهد، برای ترکیب دو جمله مثبت از very استفاده می شود. تذ کر 1: ابتدا فاعل و فعل جمله اول را نوشته و سپس (very) را قبل از صفت بیان کرده. جملاتی که دارای فاعل یکسان هستند بوسیله کلمات (or)، (either) و یا (nor) (neither) به هم ربط داده یا ترکیب شوند، بدین ترتیب که قسمتهای مشترک در هر دو جمله را ابتدا نوشته و سپس کلمه ی (either) و سپس ادامه جمله اول را نوشته و قسمت مشترک در جمله دوم را حذف کرده و کلمه (or) را آورده و بعد جمله دوم را نوشته البته برای هر دو جمله مثبت و انجام کار مثبت در دو جمله از کلمات (or) و (either) و برای انجام ندادن هیچ کدام از دو جمله و به عبارتی برای ترکیب دو جمله منفی (در عمل) از کلمات (nor) و (neither) استفاده کرد. 1. Neither your friends nor I am happy. جلوگیری از تکرار کلمات بوسیله بکار بردن افعال کمکی 1. She is going to the mosque and …. 1- You will not enjoy and my son…. طریقه بکار بردن کلمات استفهامی Question Words بعضی کلمات شوال بصورت ضمیر و بعضی ها بصورت قید و صفت در جمله بکار می روند. این کلمات بعنوان کلمه ی سوال همیشه در اول جمله واقع می شوند. 1- who: 1- Who went out yesterday? (فاعلی) 2- Who are you talking to? (مفعولی) 2- Whom شکل مفعولی who است که بعد از آن همیشه جمله بصورت سوال نوشته می شود. به صورت های صفت، ضمیر، فاعل و مفعول در جمله بکار می رود. اگر به صورت فاعل بکار رود فعل کمکی بعد از آن نمی آید ولی اگر بصورت مفعولی باشد بعد از آن فعل معین می آید. 4- why اغلب به صورت قید بیان می شود و بعد از آن همیشه جمله به صورت سوالی بیان می شود. 5- Whose بصورت صفت و ضمیر برای اشخاص بکار برده می شود. به صورت صفت و ضمیر وهمچنین فاعل و مفعول در جمله می آید. در حالت فاعلی فعل معین بعد از آن نمی آید ولی در حالت مفعولی فعل معین بعد از آن می آید. حالت اضافه برای مالکیت بکار می رود و مالک یا نام مربوط به انسان است یا غیر انسان. ب-اگر مالک نام مربوط به انسان باشد بعد از نام انسان ('s) اضافه می شود. یاد آوری1: یادآوری 2: مقایسه صفات 1- صفت مطلق ساده 2- صفت متساوی 3- صفت تفضیلی 4- صفت عالی صفت متساوی یاد آوری: در رابطه (asصفتas) اگر بجای صفت اسم بکار رودباید از رابطه ی (+asاسمthe same+) استفاده کرد. صفت تفضیلی(مقایسه ای)comparative صفت تفضیلی(comparative) برتری شخصی را از چیزی یا شخص دیگری بیان می کند و به صورت +er+than)صفت) ساخته می شود. صفت عالی superlative صفات عالی برتری شخصی یا چیزی را از شخص یا اشخاص دیگر بیان می کند. طرز ساخت صفت تفضیلی و عالی از صفت ساده مطلق 1. صفاتی که به e ساکن ختم می شوند هنگام گرفتن er و est، e ساکن حذف شده. 2. صفاتی که حرف آخر آنها به y ختم شده و قبل از y یک حرف صدا دار باشد با افزودن er و est تغییری داده نمی شود. 3. صفاتی که حرف آخر آنها به y ختم شده و قبل از y یک حرف صدا دار باشد با افزودن er و est ، y آخر به I تبدیل می شود. 4. صفاتی که مختوم به حرف بی صدا و قبل از حرف بی صدا یک حرف صدا دار باشد، هنگام تفضیلی و عالی شدن حرف آخر دوبل می شود. ب-صفات دو بخشی که مختوم به حروف(y- ow- le- er) باشند با گرفتن (er) ویا (est) تبدیل به تفصیلی و عالی می شوند. و سایر صفات دو بخش دیگر با کلمه ی (more)تفصیلی و باکلمه ی(the most)عالی می شود. توجه:معمولابعد از صفات وقیدهای تفصیلی کلمه ی (than)و بعد از صفات عالی حرف اضافه (of)می آورند و همچنین در جلو صفات عالی معمولا حرف تعریف (the)قرار دارد. قید:قیدها فعل را توصیف می کنند. 1- قیدهای یک سیلابی مانند صفات با (er) تفصیلی و (est)عالی می شوند. طبقه بندی قیدهاclassification of adverbs قیدها بر حسب کاری که در جمله انجام می دهند بر چند نوعند. 1-قید زمان adverb of time این قیدها زمان وقوع کاری را بیان می کنند. محل قرار گرفتن قیود زمان: 2. قیدهای مکان adverb of plsce این قیود محل انجام کاری را نشان می دهند. محل قرار گرفتن قیود مکان: قیود مکان معمولا بعد از فعل ذکر می شوند. 3- قید های حالت Adverb of maner این قیود چگونگی انجام کاری را می رساند و اغلب به ly ختم می شوند که اغلب این قیود بعد از فعل می آیند ولی اگر فعل دارای مفعول باشد بعد از مفعول قرار می گیرد. بعضی از قیود در حالت صفت و قید یک شکل دارند و از روی کاری که انجام می دهند می توان آنها را تشخیص داد. قید زمان+قید مکان+قید حالت+مفعول+فعل+فاعل منبع:http://www.salamzaban.com |
||
|
+
نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 20:43 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
1) meanings (معانی) الف) time (زمان): just اغلب وقوع انجام کاری را در "زمان حال" و یا "زمان نزدیک به حال" نشان می دهد. مثال: I’ll be back in a minute – I’m just changing my shirt. (=”right now”) من یک دقیقه دیگر بر می گردم – در حال عوض کردن پیراهنم هستم. (همین الان) آلیس تلفن کرد. (چند لحظه پیش) “What’s happened to Alex? He seems to have disappeared.” “No, he’s around. I saw him just yesterday.” "چه اتفاقی برای الکس افتاده است؟ به نظر می رسد که ناپدید شده باشد." "نه، او همین اطراف است. من او را همین دیروز دیدم." ب) “only” (فقط): Complete set of garden tools for just £15.99! یکدست کامل ابزار باغبانی فقط 15.99 پوند! “Can I help you?” “No thanks, I’m just looking.” (=”in a shop/store”) "می توانم به شما کنم؟" "نه ممنون، فقط نگاه می کنم." (در فروشگاه یا مغازه) ج) “exactly” (دقیقا): “What’s the time?” “It’s just four o’clock.” "ساعت چند است؟" "دقیقا چهار" Thanks. That’s just what I wanted. ممنونم. دقیقا همان چیزی بود که من می خواستم. د) emphasiser (تاکید کننده): You’re just beautiful. شما واقعا زیبا هستید. 2) tenses (زمانها) در زبان انگلیسی بریتانیایی هرگاه just انجام کاری را در "زمان حال" و یا "زمان نزدیک به حال" نشان می دهد، معمولا از زمان حال کامل استفاده می شود. مثال: “Where’s Eric?” “He’s just gone out.” "اریک کجاست؟" "او همین چند لحظه پیش رفت بیرون." I’ve just had a call from Sarah. من همین چند لحظه پیش تماسی از طرف سارا داشتم. ولی دقت کنید که در زبان انگلیسی آمریکایی هرگاه just انجام کاری را در "زمان حال" و یا "زمان نزدیک به حال" نشان می دهد، معمولا از زمان گذشته استفاده می شود. مثال: “Where’s Eric?” “He just went out.” I just had a call from Sarah. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 19:47 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
آموزش پنجمين لغت به روش تصوير سازي ذهني ( به خطر انداختن ) تلفظ اين كلمه مثل( جيب پرداز ) است. ]جيب پرداز مانند خود پرداز [ بانك ملي قرار است از خودپردازهاي انساني استفاده كند. يعني بجای دستگاههای خود پرداز افرادي را استخدام مي كند تا جلو بانك بایستند و از جیب خود به مشتريان بانک پول پرداخت كنند. پس وظيفه اين كارمندان به خطر انداختن خود است. حالا شما تصور كنيد در چنين پستي استخدام شده ايد. هر لحظه بايد خود را به خطر بياندازيد زيرا هيچ وسيله دفاعي يا امنيتي نداريد و هر آن ممكن است كسي (جيب پرداز ) شما را بزند! به خطر انداختن = Jeopardize آموزش ششمين لغت به روش تصوير سازي ذهني : ( نور ضعيف ، سوسو ) كف اتاق يك گليم انداخته ايم. اين گليم با گليمهاي معمولي فرق مي كند. اين گليم يك گليم فوق مدرن است زيرا از آن براي نورپردازي و خلق صحنه هاي هنري استفاده مي شود. به اين صورت كه در تاريكي مطلق، اين گليم سوسو مي زند. gleam سوسو زدن = آموزش هفتمین لغت به روش تصوير سازي ذهني: ( رذل ، پست ، خطرناك ) (يكصدا ، متفق القول) دو نفر از اهالی اصفهان كنار زاینده رود به تماشاي رودخانه مشغولند كه ناگهان يك سگ ماهي كه چاقو پنجه بكس در دست دارد به سطح آب آمده و به اصفهاني ها چنگ و دندان نشان مي دهد. اصفهاني كوچكتر به اصفهاني بزرگتر مي گويد: اين چي چييس؟! اصفهاني بزرگتر مي گويد : فيشس ( ماهييس) رذلس، پستس ، خطرناكس. بيا از اينجا فرار كنيم! بر وزن فيشس) = آدم شرور، پست...) vicious آموزش هشتمین لغت به روش تصوير سازي ذهني: معلوم نيست به چه دليل يوناني ها طرفدار مس هستند. انها در همه جا، از جمله در ميادين ورزشي به جاي تشويق تيم مورد علاقه خود بطور يكصدا و متفق القول فرياد مي زنند : مس يكصدا، متفق القول = unanimous آموزش نهمین لغت به روش تصوير سازي ذهني:( شجاع) شما كنار دريا ايستاده ايد و مشغول تماشاي وال ها هستيد. وال ها يكي يكي به سطح آب مي آيند ولي با ديدن شما فرار مي كنند و دوباره به زير آب مي روند. تا اينكه يك وال روس ( يعني يك وال كه اهل كشور روس است) به سطح آب آمده و بدون اينكه از شما بترسد از آب خارج شده و با شما كشتي مي گيرد. در توصيف چنين والي مي گوييد: وال روس شجاع است. valorous شجاع = آموزش دهمين لغت به روش تصوير سازي ذهني:( عجيب) وقتي شما از چيزي بيزار مي شويد آن چيز براي شما عجيب جلوه مي كند.مثلا از شخصي به دليلي بيزار مي شويد و ناگهان آن شخص دماغش بلند مي شود .موهايش بسيار بلند مي شود. ناخنهايش خيلي بلند مي شود و به همه چيز شباهت دارد بجز آدميزاد! پس اگر مي خواهيد آدمها عجيب نشوند از آنها بيزار نشويد. bizarre = عجيب آموزش يازدهمين لغت به روش تصوير سازي ذهني:( كوتاه كردن) كره تل ( كره اي كه از تل ساخته شده باشد) وقتي در مجاورت حرارت قرار مي گيرد شروع مي كند به كوتاه كردن مو. کوتاه شدن = Curtail |
||
|
+
نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 6:14 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
براي مطالعه درس زبان انگليسي چهارمهارت را بايد فرابگيريم كه عبارتند از: listening – speaking – reading – writing گفته مي شود بهتر است براي يادگيري زبان خارجي همان ترتيب يادگيري زبان اول را رعايت كنيم يعني: 1- گوش دادن (listening) 2- صحبت كردن (speaking) 3- خواندن (reading) 4- نوشتن (writing) تا حدودي اين توصيه درست است اما اگر قرار باشد زبان خارجي را هم مثل زبان اول در طول چندين سال يادبگيريم ممكن است سرخورده شويم و بعد از صرف وقت و عمر و انرژي و هزينه زياد از يادگيري زبان دوم صرف نظر كنيم.بنابر اين بهتر است يك برنامه مدون داشته باشيم و تكنيكهايي را بياموزيم كه در مدت بسيار كوتاهي به اين هدف نايل شويم.اصل مهم و اصولي در آموزش زبان مداومت است. اما بايد بدانيم كه مهارتهاي چهارگانه زبان را چگونه بهتر و سريعتر و با جذابيت بيشتر فرابگيريم. مهارت گوش دادن و صحبت كردن (listening & speaking skills) A good listener is a good speaker. اين اصل مبين اين است كه يك شنونده خوب خواهد توانست به خوبي صحبت كند. به عبارت ديگر خوب گوش دادن منجر به خوب صحبت كردن مي شود. يعني گوش دادن مقدمه صحبت كردن است. منظوراز (a good listener) اين است كه زبان آموز بداند به چه مطلبي و چگونه گوش كند. راههاي متفاوتي براي اين منظور وجود دارد.مثلا مي توانيد از كتابهاي Tactics for Listening استفاده كنيد. همچنين مي توانيد از سايتهاي اينترنتي مانند: englishtown يا studioclassroom و يا دهها سايت ديگر استفاده كنيد.اين روشها بسيار خوب است اما مستلزم وقت و هزينه است و معمولا موفقيت زيادي در پي ندارد.روش ديگر(كه بسيار مناسب به نظر مي رسد) اين است كه هر شب مدت 5 دقيقه برنامه انگليسي BBC يا VOA را ضبط كنيد.سپس چندين بار به مطلب ضبط شده گوش كنيد.هر بار كه به مطلب گوش مي كنيد بايد فقط به يك مورد خاص توجه كنيد. مثلا بار اول سعي كنيد فقط افعال را بشنويد(دقت كنيد كه در اين مرحله دانستن معني عبارات شنيده شده هدف نيست) باردوم سعي كنيد فقط حروف اضافه را بشنويد.دفعه بعد به اسامي خاص توجه كنيد.بعد به صفتهاو...به همين ترتيب اين فعاليت را دنبال كنيد و در آخرين مرحله يك بار ديگر گوش كنيد و به معني و مفهوم هم توجه كنيد. و سپس كلماتي را كه مبهم هستند چندين مرتبه ديگر گوش كنيد.اين كاررا بايد هرروز يا هرشب به طور مداوم و در زمان معين انجام دهيد.اين فعاليت را مي توانيد فقط در 20 دقيقه به انجام برسانيد.البته همان طور كه گفته شد بايد با صبروحوصله اين كاررا ادامه دهيد.پس از مدت كوتاهي نتايج شگرف آن را خواهيد ديد و توفيقتان در امر يادگيري باعث شگفتي ديگران و حتي خود شما خواهد شد! زبان انگليسي با لحن (accent) هاي مختلفي صحبت مي شود ولي كسي كه مي خواهد انگليسي بياموزد بايد يك لحن استاندارد را دنبال كند. راديو بي بي سي British English و صداي آمريكا American English مي باشد. البته امروزه لحن غالب American Accent يعني همان VOA است ولي اين كه شما با چه لهجه اي صحبت كنيد انتخاب با خود شمااست. نكته مهم اين است كه شما نبايد از دو لهجه متفاوت استفاده كنيد.يعني نبايد بعضي از كلمات را با لحن British و بعضي ديگر را با لحن American ادا نماييد. به برخي از تفاوتهاي انگليسي آمريكايي و انگليسي بريتانيايي توجه كنيد: تفاوت در تلفظ : در انگليسي آمريكايي برخي كلمات با صداي ( اَ )تلفظ مي شوند در حاليكه همان كلمات در انگليسي بريتانيايي با صداي (آ) ادا مي شوند. مثال : pass البته از اين نظر اكثر كلمات در هر دو لهجه تلفظ يكسان دارند. مثال: cat – mat – sad father – harm – car البته تفاوتهاي تلفظي ديگري هم وجود دارند كه به تجربه درخواهيديافت. تفاوت در نگارش: برخي كلمات در انگليسي بريتانيايي با ou و در انگليسي آمريكايي با o نوشته مي شود مثل colour / color زبان انگليسي در برخي كشورها second language است يعني مردم آن كشور به دو زبان صحبت مي كنند و دروس در مراكز علمي معمولا به زبان انگليسي ارايه مي شود بنابراين حتي كودكان در چنين كشورهايي مي توانند به راحتي به زبان انگليسي تكلم كنند. در كشور ما زبان انگليسي foreign language است.بنابراين ما كسي را نمي يابيم تا با كمك وي speaking practice داشته باشيم بنابر اين بايد به دنبال راه ديگري باشيم.به اين اصل توجه فرماييدA good reader is a good writer. منظور اين است كه يك خواننده خوب در نوشتن به همان زبان هم مشكلي نخواهد داشت.در واقع اگر بخواهيد قادر به نوشتن باشيد ابتدا بايد يك خواننده خوب باشيد. خواننده خوب كسي است كه مي داند چه مطلبي را بخواند و چگونه بخواند. بهترين كاراين است كه كتابهاي داستان انگليسي را مطالعه كنيد.اين كتابها در سطوح مختلف و تحت عناويني از قبيل Easy English و stage و يا simplified موجود مي باشند.لازم است شما هر ماه دو يا سه عدد از اين كتابها را به اين ترتيب مطالعه نماييد:ابتدا كتاب را با سرعت تمام و بدون توجه به معني از اول تا آخر مطالعه كنيد. دور دوم با تامل بيشتر مطالعه كنيد.در اين مرحله به دو گروه از لغات مشكل برخورد خواهيدكرد.دسته اول لغاتي هستند كه مي شود معني آنها را حدس زد.زيرچنين لغاتي خط بكشيد. دسته دوم لغات كليدي (key words) هستند. دور چنين لغاتي خط بكشيد. سپس با استفاده از يك فرهنگ لغت انگليسي به فارسي فقط معني لغات كليدي را بيابيد و ترجمه آنها را در حاشيه ( و نه بين خطوط) يادداشت كنيد. سپس شروع كنيد به مطالعه كتاب به قصد لذت بردن.در اين مرحله ديگر نبايد به فرهنگ لغت مراجعه كنيد. حتي نبايد به فارسي فكر كنيد يعني به جاي ترجمه عبارات سعي كنيد جريان داستان را در ذهن خود بازآفريني و تخيل كنيد. چنين مطالعه اي لذت وافري به شما خواهد بخشيد.ضمن اين كه دامنه لغت شما افزايش يافته و دستور زبان هم در شما تقويت خواهد شد و دو ابزار مهم براي نوشتن (يعني واژگان و دستور زبان را به درستي و در مدت بسيار كوتاهي كسب خواهيد كرد.) براي مهارت نوشتن علاوه بر آنچه گفته شد بايد دفترچه خاطرات همراه داشته باشيد تا وقايع روزمره و نكات جالبي را كه مي بينيد, مي خوانيد و يا به ذهنتان مي رسد به زبان انگليسي يادداشت نماييد. البته نبايد نگران نحوه نگارش باشيد و اصلا نبايد قدرت قلمتان را در انگليسي با زبان فارسي مقايسه كنيد.مهم اين است كه به اين فعاليت مشغول باشيد تا در مدت كوتاهي در نوشتن مهارت پيدا كنيد. به طور خلاصه: ابزار لازم براي كسب مهارت listening گوش دادن فعال است. صحبت كردن با خارجي زبانها هم مفيداست كه البته معمولا اين امكان براي همه فراهم نيست. ابزار لازم براي كسب مهارت speaking توسعه دايره لغات است. براي اين كار راههاي زيادي پيشنهاد مي شود.مثلا مي توانيد هر روز يك ليست لغت روي برگه هاي كاغذ بنويسيد و معني آنها را پشت برگه بنويسيد و در فرصتهايي كه پيش مي آيد آنها را مرور كنيد.از چمله سريع ترين روشهاي يادگيري واژگان تصوير سازي ذهني است که شما در اين وبلاگ با آن آشنا مي شويد.
منبع: http://www.rezalotfian.blogfa.com |
||
|
+
نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 6:12 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
دانش واژگانی (Vocabulary ) 1- واژه های دستوری (Function Words ) : عبارتند ازضمایر، حروف تعریف و غیره ... 2- واژه های معنایی (Content Words ) : عبارتند از اسم ، فعل ، صفت ، و غیره ... واژگان معنایی به کار رفته در دوره راهنمایی به گونه ای هستند که یا می توان در کلاس یافت ، یا با خود به کلاس آورد ،یا تصویر آن را بر روی تخته کشید ، یا با لوحه به نمایش گذاشت یا با انجام عملی مفهوم آن را منتقل کرد و در نهایت توضیح مختصری به انگلیسی یا فارسی داده و از کلمات متضاد و مترادف کمک گرفت. روش تدریس لغات جدید : الف- مرحله معرفی (:( Presentation 1- از دانش آموزان بخواهید که کتابهای خود را بسته و به شما گوس دهند . 2- واژه جدید را چند بار تلفظ کنید و معنی آن را با استفاده از فلاش کارت ، لوحه ، و یا خود شئ ( در صورتی که در کلاس موجود باشد) به دانش آموزان تفهیم کنید . 3- واژه جدید را در یک یا دو جمله جدید به کار ببرید تا مفهوم آن کاملا درک شود . 4- هر واژه را روی تخته نوشته و یا از روی فلاش کارت به دانش آموزان نشان دهید . در این مرحله هر واژه را چند بار تکرار نمائید تا فرم نوشتاری آن را در حالی که تلفظ واژه را می شنوند ، ببیند. ب- مرحله تمرین (Practice ) 1- از دانش آموزان بخواهید به صورت گروهی و انفرادی واژگان را بعد از شما تکرار کنند. 2- از دانش آموزان بخواهید به صورت گروهی و انفرادی واژگان را بعد از شما با دیدن تصاویر تکرار کنند . 3- از دانش آموزان بخواهید به صورت گروهی و انفرادی واژگان را بعد از شما با دیدن فرم نوشتاری تکرار کنند . ج- مرحله تولید و کاربرد ( Production ) 1- کلمه های تدریس شده را با به کارگیری از شیوه های زیر ارزشیابی کنید. یکی از دستورالعمل های زیر را به دانش آموزان بدهید : - یک .............. به من نشان بده . Show me a …………… - به ................ اشاره کن Point to a …………………. . - یک ............. به من بده. Give me a ………………. - تصویر یک ........ را بکش. Draw a picture of a …….. 2- جمله ای با یک جای خالی بنویسید و از دانش آموزان بخواهید با یکی از کلمات جدید تدریس شده آن را کامل کنند. 3- از دانش آموزان بخواهید تا کلمات تدریس شده را در جمله بکار ببرند. لغات جدید بکمک تصاویر 1- معرفی کلمه : ضمن اشاره به تصویر و کلمه ، کلمات مربوط به هر تصویر را چند بار تکرار کنید . در این مرحله دانش آموزان فقط گوش می دهند. 2- تکرار گروهی : ضمن اشاره به کلمه تصویر را بگویید و از دانش آموزان بخواهید بعد از شما تکرار کنند. این عمل را با تک تک تصاویر انجام دهید. 3 - اشاره معلم و تکرار گروهی : به تصاویر اشاره کنید بدون آنکه کلمات را بر زبان آورید با حرکات دست ، دانش آموزان را به گفتن کلمه مربوط به هر تصویر تشویق کنید. 4- تکرار انفرادی : از چند نفر به طور انفرادی بخواهید تا با اشاره شما به تصاویر ، کلمه مربوط به آن را ادا کنند. لازم به یادآوری است که دانش آموزان مجازند فقط بعد از معلم کلمات را بطور انفرادی یا گروهی تکرار کنند. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:44 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
مهارت های چهارگانه : 1- مهارت شنیداری (listening ) برای آموزش زبان خارجی لازم است ابتدا دانش آموزان در حد لزوم در معرض زبان قرار گیرند تا مهارت های دریافتی زبان (receptive skills ) را در خود تقویت نمایند و سپس از آنها خواسته شود تا دست به تولیدزبان بزنند ، مهارت شنیداری برای رسیدن به این هدف نقش مهمی ایفا می کند . مهارت شنیداری می تواند به دانش آموزان کمک کند تا دانش پایه زبانی را در خود تقویت کنند. انجام فعالیت های زیر می تواند به توسعه مهارت شنیداری کمک کند: 1- شنیدن و تکرار کردن (listen and repeat ) 2- شنیدن و اشاره کردن یا شنیدن جور کردن (listen and point or listen and match ) 3- شنیدن و خواندن (listen and repeat ) 4- شنیدن و انجام دادن (listen and do ) 2- مهارت گفتاری (Speaking ) این مهارت به دانش آموزان فرصت می دهد تا الگوهای زبانی جدید را بطور شفاهی تمرین کرده و تولید نمایند . انجام فعالیت های زیر می تواند به توسعه مهارت گفتاری کمک کند: 1- ایفای نقش (role play ) 2- انجام تمرینات شفاهی (oral drills ) 3- بازگو کردن یک متن کوتاه شنیده شده یا خوانده شده 4- شرح فعالیت های روزمره 5- حدس زدن و کامل کردن ادامه یک متن از طریق گوش کردن یا یک متن ناقص 6- توصیف یک تصویر و یا چند تصویر مربوط به هم. 7- مقایسه بین دو یا چند تصویر 3- مهارت خواندن (Reading ) در تدریس مهارت خواندن ، زبان آموزان ابتدا به صورت منظم با حروف الفبا آشنا می شوند. سپس با روش دیدن و گفتن (look and say ) بیان کلمات را به عنوان یک واحد به طور شفاهی تمرین می کنند. خواندن کلمات جدید با روش (listen and read ) انجام می شود و معانی آن نیز به وسیله تصا ویر درک می شوند. تشخیص کلمات جدید و تسلط بر شکل نوشتاری آنها به وسیله تمرینات موجود در کتاب کار و به کارگیری جداول و غیره تقویت می گردد. در گام بعدی به دانش آموزان کمک میگرد دتا بین حروف نوشته شده در یک کلمه وتلفظ آنها ارتباط برقرار کنند (phonics ) . به تدریج زبان آموزان مهارت خواندن خود را با خواندن جملات کوتاه توسعه می دهند تا جایی که قادر خواهند بود تا متون خواندنی را خوانده و درک نمایند و به سئوالات آن پاسخ دهند. 4- مهارت نوشتن (Writing ) از آنجایی که نگارش زبان فارسی با انگلیسی که یک زبان خارجی می باشد متفاوت است . لازم ا ست که دانش آموزان به انجام یک سلسله فعالیت های که در اصطلاح فعالیت های ” پیش نوشتاری“ گفته میشود مبادرت ورزند. هدف از این نوع فعالیت ها ایجاد هماهنگی در کنترل حرکات دست و چشم ، رعایت فاصله و تمرین و ممارست در حرکات روان و سریع قلم با خودکار جهت دست یابی به ریتم طبیعی نوشتن حروف در انگلیسی می باشد. مهارت دستخط با حرکات ساده شروع شده و ابتدا با نمرین الگوهای حروف و سپس به نوشتن حروف بزرگ و کوچک ادامه می یابد . در نهایت به ارتباط حروف با یکدیگر به شکل تقریبا سر هم (semi – cursive ) ختم می گردد . با انجام این کار دانش آموزان به یک دستخط زیبا ، واضح و روان دست پیدا خواهد کرد. در مرحله بعد ، مهارت نوشتن از طریق انجام تمرینات در کتاب درسی و کتاب کار توسعه می یابد و در نهایت نوشتن کنترل شده جملات و ساختارهای گرامری تدریس شده با نظارت معلم انجام می شود. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:34 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
Chapter 21 Chapter 21 Chapter 22 Chapter 22 Chapter 23 Chapter 23 Chapter 24 Chapter 24 Chapter 25 Chapter 25 Chapter 26 Chapter 26 Chapter 27 Chapter 27 Chapter 28 Chapter 28 Chapter 29 Chapter 29 Chapter 30 Chapter 30 |
||
|
+
نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:25 توسط جمال پاریاب
|
|
||
|
|
|
|
|
Chapter 11 Chapter 11 Chapter 12 Chapter 12 Chapter 13 Chapter 13 Chapter 14 Chapter 14 Chapter 15 Chapter 15 Chapter 16 Chapter 16 | ||